چه میشد شانه بودم زلف او را شانه میکردمبه جای گریهی غم، خندهی مستانه میکردمشبی با بوسهای در د…
انتشار: 2026/07/26 07:28 UTC
چه میشد شانه بودم زلف او را شانه میکردمبه جای گریهی غم، خندهی مستانه میکردمشبی با بوسهای در دست، میآمد به مهمانیپذیرایی از او با بوسهای جانانه میکردمکنارش مینشستم زیر کرسی، خیره در چشمشبرایش شعر میخواندم، اناری دانه میکردمبرایم ارزنی میریخت در ایوان آغوشش و در آغوش امنش چون کبوتر لانه میکردملبش را میگزید آرام و با لبخند رد میکرد اگر گاهی تقاضاهای بیشرمانه میکردمدلم را باز اگر شوریدهتر میخواست، میرفتمبه شکلی تازه این دیوانه را دیوانه میکردمولی شاعر شدم تنها که با حسرت بگویم آه چه میشد شانه بودم زلف او را شانه میکردم...#نوید_افتاده