هرڪہ مجنون نیست از احوال لیلے غافلست وانڪہ مجنون را بچشم عقل بیند عاقلست....!! #خواجوی/ڪرمانی
انتشار: 2026/07/31 20:01 UTCدریافت: 2026/08/02 05:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 05:42 UTC
هرڪہ مجنون نیست از احوال لیلے غافلست وانڪہ مجنون را بچشم عقل بیند عاقلست....!! #خواجوی/ڪرمانی
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — 💓عشق ساحسی💓
روز و شب در شهر میگردم به دنبال خودمبیخبر هستم از این دنیا و از حال خودمبا خودم درگیرم و خود کرده را تدبیر نیستنیست تقصیر کسی جزبخت و اقبال خودمتا نگردد هیچ کس آگاه از تنهاییمسایه ام را میکشم با خود به دنبال خودمگفت نیّت کن که فالت را بگیرم ناگهاندیدم آن کولی که میگرید بر احوال خودمبارها گفتم بگویم دوستش دارم نشددر عذابم از زبان الکن و لال خودمهرچه غم داری به یکسو،شادی من یکطرفشادی من مال تو، غمهای تو مال خودم#جواد_شادفر
چه کنم با دل سرد تو به جز خو کردن؟برف دی را چه نیازیست به پارو کردن؟صبر در عشق طبیعیست به من خرده مگیرعطسه ای هست در آرامش گل بو کردنهر کسی پشت سر از تلخی رفتارت گفتقطع کردم سخنش را به هیاهو کردنیاد دادند به من پاسخ سیلی بوسه ستعاشقی چیست بجز امر به نیکو کردندلبری از تو بعید است، تو خود زیباییکه روا نیست پس از معجزه، جادو کردن#سید_سعید_صاحب_علم
دل میستاند از من و جان میدهد به منآرام جان و کام جهان میدهد به مندیدار تو طلیعهی صبح سعادت استتا کی ز مهر طالع آن میدهد به مندلدادهی غریبم و گمنام این دیارزان یار دلنشین که نشان میدهد به منجانا مراد بخت و جوانی وصال توستکو جاودانه بخت جوان میدهد به منمیآمدم که حال دل زار گویمتاما مگر سرشک امان میدهد به منچشمت به شرم و ناز ببندد لب نیازشوقت اگر هزار زبان میدهد به منآری سخن به شیوهی چشم تو خوشتر استمستی ببین که سحر بیان میدهد به منافسرده بود سایه دلم بی هوای عشقاین بوی زلف کیست که جان میدهد به من#هوشنگ_ابتهاج
آنڪہ رخسارِ تو را این همہ زیبا میڪردڪاش فڪرِ دلِ سودا زدهے ما میڪردآنڪہ میداد تو را حُسن و نمیداد وفاڪاشڪے فڪرِ منِ عاشق و شیدا میڪردیا نمیداد تو را این همہ بیدادگرییا مرا در غمِ عشق تو شڪیبا میڪردڪاشڪے گم شدہ بود این دلِ دیوانهے منپیش از آنروز ڪہ گیسوے #تو پیدا میڪردایڪہ در سوختنم با دل من ساختهایڪاش یڪ شب دلت اندیشهے فردا میڪردڪاش میبود بہ فڪر دلِ دیوانهے ماآنڪہ خلقِ پرے از آدم و حوا میڪردڪاش در خواب شبے روے تو میدید عمادبوسهاے از لبِ لعلِ تو تمنّا میڪرد#عماد_خراسانے
جرم این دل همه آنست که دل عاشق توست چه بگنجد به خیالم که خیالمپُرِ توست...!#راحم_تبریزی
شوق دیدار تو دارم ، ره پایانم نیست ،بیش از این رنج مده ، طاقت هجرانم نیست ،غافلی از من دیوانه که چون میسوزم .؟سوختم ، سوختم از هجر که درمانم نیست ،به خدا از تب عشق تو به جان آمده ام ...داد از بخت بدم ، زلف پریشانم نیست ،همه دانند که تو نابترین شعر منی ...آسمان سحرم ، کوکب رخشانم نیست ،من نه ان شاعر شعرم که بگویم غزلی ...به خدا درد دلست ، غنچه ی خندانم نیست ،راحم_تبریزی