شبی قــلبم سـراسیمه دچـارت شد، نفهمیدی..برایت مُرد و از جان دوستدارت شد، نفهمیدی..تو از شبهای سرد و…
انتشار: 2026/08/01 07:48 UTCدریافت: 2026/08/05 12:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 12:02 UTC
شبی قــلبم سـراسیمه دچـارت شد، نفهمیدی..برایت مُرد و از جان دوستدارت شد، نفهمیدی..تو از شبهای سرد و بیچراغت شعر میگفتی..دلــم تا صبـح،، شـمعِ رازدارت شد، نفهمیدی..خـزان بودی، به زیر گـامهای عـابری خسته..هــوایـم عـلتِ حـالِ بهـارت شد، نفهمیدی..تـنت،، بیتاب میلـرزید، در بیبرگی پاییز..تــنم،، پیراهنِ گـرمِ قـرارت شد، نفهمیدی..شـبیه نـغمهی بلبل،، تـپشهای پر از شوقم..صدایی در سکوتِ شاخسارت شد، نفهمیدی..به یاد آور که قـعرِ چـاه میتـابیدی و قـلبم..شـکوهِ برکـهای در روزگـارت شد، نفهمیدی..و اشـکم مثل نابینایی یـعقوب در کــنعان..نگاهِ خـیرهی چشم انتظارت شد، نفهمیدی..اگر حـتّی نباشی،، بـهترینم،، دوسـتت دارم..ولی بـد شد، دلم یار و نـگارت شد، نفهمیدی..#نگار_حسینی