🍃🍃بیکاری، قطع بیمه و تشدید فقر؛ چهره عریان بیعدالتی اجتماعی🖌بیکاری در ایران پدیدهای مقطعی و نا…
انتشار: 2026/07/16 07:31 UTC
🍃🍃بیکاری، قطع بیمه و تشدید فقر؛ چهره عریان بیعدالتی اجتماعی🖌بیکاری در ایران پدیدهای مقطعی و ناشی از بحرانهای کوتاهمدت نیست و به یکی از معضلات مزمن و ساختاری جامعه تبدیل شده است. با تشدید تنشها و جنگ، رکود اقتصادی و افزایش اخراجهای گسترده در ماههای اخیر، روند بیکار شدن نیروی کار شتاب بیشتری گرفته و هر روز بر شمار خانوادههایی که منبع درآمد خود را از دست میدهند افزوده میشود. در چنین شرایطی، انتظار میرود سازوکارهای حمایتی، بهویژه بیمهی بیکاری، بهعنوان آخرین سپر دفاعی اقشار آسیبپذیر عمل کنند؛ اما آنچه در عمل مشاهده میشود، تضعیف و محدودسازی همین حداقل حمایتهاست.امروزه هزاران نفر در سراسر کشور برای دریافت مقرری بیمهی بیکاری به سازمان تأمین اجتماعی مراجعه میکنند، اما بسیاری از آنان با رویههایی سختگیرانه، سلیقهای و گاه غیرانسانی مواجه میشوند. کافی است بازرس سازمان در مراجعهای ناگهانی، فرد بیکار را به هر دلیل در منزل نیابد؛ در این صورت، بدون بررسی دقیق شرایط و بدون در نظر گرفتن واقعیتهای زندگی روزمره، مقرری او قطع میشود. این برخورد بوروکراتیک با روح قانون حمایت اجتماعی در تضاد است و عملاً معیشت انسانهایی را که پیشاپیش قربانی بحران اقتصادی شدهاند، به خطر میاندازد.قطع گستردهی بیمههای بیکاری، بازتاب نوعی جابهجایی بار بحران اقتصادی از دوش دولت و کارفرمایان به دوش کارگران و بیکاران است. در حالی که دولت بدهیهای میلیاردی به صندوق تأمین اجتماعی دارد و سالها از پرداخت کامل تعهدات خود سر باز زدهاست، هزینهی این کمبود منابع، از زندگی و سفرهی بیکارانی تأمین میشود که هیچ نقشی در ایجاد این بحران نداشتهاند.تناقض تلخ آنجاست که در شرایط کسری بودجه و محدودیت منابع، بسیاری از نهادهای غیرمولد و ناکارآمد همچنان از سهم قابل توجهی از بودجهی عمومی برخوردارند، اما هنگامی که نوبت به حمایت از بیکاران، کارگران اخراجی و اقشار فرودست میرسد، سخن از کمبود منابع و ضرورت صرفهجویی به میان میآید. این تبعیض آشکار، نشان میدهد که مسئله به اولویتهای سیاسی و اجتماعی حاکمیت بازمیگردد.پیامد چنین سیاستی، سوق دادن بخش بزرگی از نیروی کار به سمت بازار غیررسمی و مشاغل بیثبات است؛ مشاغلی با دستمزدهای ناچیز، فاقد بیمه و امنیت شغلی، که در آنها کارگران در معرض استثمار مضاعف قرار میگیرند و حتی امکان پیگیری حقوق خود از مجاری قانونی را نیز از دست میدهند. بدین ترتیب، بیکاری تنها به فقدان شغل ختم نمیشود، بلکه به چرخهای از فقر، بیحقوقی و حذف اجتماعی منجر میشود.واقعیت آن است که هر دولتی در نحوهی برخورد با بیکاران و اقشار آسیبپذیر سنجیده میشود. جامعهای که در آن فرد بیکار نه تنها از حق کار محروم است، بلکه از حداقل حمایتهای قانونی نیز بیبهره میشود، در حقیقت با بحران عمیق عدالت اجتماعی روبهرو است.اتحاد بازنشستگان@etehad_bazn

