سفر پروانهی اشراق به دنیای ایران باستان و بازگشت او به دنیای خون و جنونقسمت سوم (پایان)در بخش قبل…
انتشار: 2026/08/04 17:13 UTCدریافت: 2026/08/04 19:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 19:22 UTC
سفر پروانهی اشراق به دنیای ایران باستان و بازگشت او به دنیای خون و جنونقسمت سوم (پایان)در بخش قبلی تا آنجا پیش رفتیم که نقدهای ریشهای "سهروردی" را نسبت به خشک بودن مکتبهای فلسفی اصلی آن زمان مرور کردیم؛ او به بنبست فلسفی رسید اما دچار یأس نشد و برعکس با انگیزهای بیپایان شروع به تحقیق و تفکر کرد تا راهی نو بسازد ...سهروردی در ابتدا به نیاکان خود پناه برد و به سراغ گنجینه فراموششده و افسانهای ایران باستان رفت؛ یعنی «حکمت خسروانی»، که به طور خلاصه همان «نور، فر ایزدی و نگاه زرتشت و فرزانگان ایران باستان به جهان هستی» است. سهروردی پس از تفکر و تحقیق در ایدهها و آموزههای فرزانگان ایران باستان به این نتیجه رسید که حکمت خسروانی، «نور» را بنیان هستی میداند؛ از اینرو، در جریان تحقیقاتش بسیار امیدوار شد.____پیوند دادن شرق و غرباو سپس سراغ فلاسفه کهن یونان و مصر (هرمسگرایی) رفت که آنها نیز به فراموشی سپرده شده بودند؛ بزرگانی چون افلاطون، فیثاغورس و سقراط. او در این تحقیقات به این نتیجه رسید که افلاطون نیز وارث حکمت شرقی و آشنا با نور مکاشفه است. سهروردی همانجا تصمیم خود را گرفت و آماده شد تا اندیشههای جدید خود را بر این دو ستون کهن شرق و غرب بنا کند؛ نظامی فلسفی با محوریت «نور» که دربرگیرنده حکمت ایران باستان، حکمت مکاشفه یونان باستان باشد تا راهحلی برای بنبستهای فکری و فلسفی و پاسخی در برابر فیلسوفان مشایی (پیروان ارسطو و ابنسینا) نیز به شمار رود. این سهروردی بود که با پیوند حکمت تمدنهای کهن ثابت کرد حکمت و خِرد مرز جغرافیایی ندارد.✏️ ناگفته نماند: سهروردی بارها در نوشتههای خود، مقامِ علمی و شخصیتِ ابنسینا را ستایش کرد و بر جایگاهِ او به عنوانِ استادی بزرگ و بیبدیل تأکید ورزید؛ با این حال، او هرگز در چارچوبِ بسته و سنتیِ فلسفهی مشاء متوقف نماند و نقدهای ساختاری و بنیادینی بر آموزههای ارسطوییِ وی وارد ساخت.____🔻 ارکان سیستم فلسفی سهروردی (حکمت اشراق) به طور خلاصه:۱. احیای حکمت باستانی:پایهی این فلسفه بر تلفیق دو جریانِ گمشدهی کهن بنا شد: «حکمت خسروانی» و «حکمت افلاطونی» (قلب تپندهی این سیستم، رمزگشایی از حکمت خسروانی ایران باستان در باب مفهوم نور است).۲. پیوند عقل و مکاشفه (شهودِ درونی): از نظر این مکتب، فلسفهی حقیقی تنها با استدلالِ خشکِ عقلی به دست نمیآید، بلکه ترکیبِ برهان عقلی و منطق با وجدانِ درونی، ذوق و علم حضوری است.۳. اصالتِ نور و مراتب تشکیکی آن: در این مکتب، حقیقتِ هستی بر پایهی «نور» تبیین میشود؛ رأس این هرم «نورالأنوار» (واجبالوجود) است و تمام موجودات، درجات مختلفی از نور و مراتبِ ضعفِ آن (ظلمت) هستند.۴. بازنگری در مقولات ارسطویی: سهروردی در بخش طبیعیات و مقولات، سیستم سنتی ارسطو (ده مقوله) را به چالش کشید و بسیاری از احکامِ مادی و عرضی آن را دگرگون کرد.___پروانه اشراق در آتش(فلسفه، خون و جنون)تأسیس مکتب اشراق و به چالش کشیدن چارچوبهای فکری و سنتی رایج در آن روزگار، هزینههای سنگینی داشت. آرای ساختارشکنانهی سهروردی، باعث وحشت تندروهای مذهبی شد و مخالفت شدیدِ فقیهانِ ظاهرگرا و متعصب را برانگیخت. آنان که تابِ تحملِ اندیشههای نوآورانه را نداشتند، با پافشاری و تحریک، فرمانِ اعدامِ او را از مرکزِ قدرت (صلاحالدین ایوبی) گرفتند؛ و سرانجام «ملک ظاهر» (حاکم حلب که خود اهل ادب بود و ارادت زیادی به سهروردی داشت)، ناچار زیر فشارهای شدید سیاسی و مذهبی، دست به اجرای این فاجعه و ننگ تاریخی زد. این فیلسوفِ ایرانی در حدود ۳۸ سالگی در سوریه زندانی و به شکلی تراژیک اعدام شد تا قربانی جهل و تعصب گردد.سرنوشتِ مشابه و حکمِ اعدامِ سقراط و سهروردی، دو فیلسوفِ عظیمالشأنی که با اتهامات واهی مانند فساد در عقیده، کفر و غیره قربانی شدند، نشان میدهد که پرچمداران تفکرِ بشریت، چه بهای سنگین و هولناکی را برای حفظ نورِ آگاهی پرداخت کردهاند.اگرچه جسمِ شیخ اشراق در آن زندان خاموش شد، اما نورِ وجودِ این فیلسوف و مکتب او (که تلفیقی بینظیر از عقل، شهود، حکمتِ باستانِ ایران، حکمتِ یونان، معارفِ دینی و عرفان) در تاریخِ اندیشهی بشر امتداد یافت و امروزه راه خود را به مهمترین دانشگاههای جهان (هاروارد آمریکا و سوربن فرانسه) باز کرده است.(پایان)🔚این آخرین قسمت از مطالب اختصاصی است که توسط کانال مخفیگاه بمناسبت ۸ مرداد، بزرگداشت سهروردی تهیه شد.کانال مخفیگاه: @makhfigah_channel
