فرازان | افراد اخلاقمدار شادترند یا غمگینتر؟کم نیستند روزهایی که در آنها حس خوبِ انجام دادن یک کار خیر و انساندوستانه، موجی از رضایت خاطر در درون ما به پا میکند؛ اما در مقابل، گاهی دستگیری از دیگران، صداقت مطلق یا فداکاری به خرج دادن در روابط، با بار سنگینی از فشار روانی، خستگی و ناراحتی همراه میشود.این دوگانگی آشنا، ریشهای به درازای تاریخ فلسفه دارد؛ جایی که متفکرانی همچون نیچه با تردید به آرمانهای اخلاقی مینگریستند و بر این باور بودند که پایبندی سختگیرانه به اخلاقیات، به بهای سرکوب رشد و زندگی فردی تمام میشود.در سوی مقابل، برخی فیلسوفان و روانشناسان با تکیه بر دیدگاههایی نظیر اندیشه ویلیام جيمز، لذت انجام کار نیک را مایه اصیل تعالی و آرامش درون میدانند.همین تضاد میان شهودهای عمومی باعث شد تا گروهی از پژوهشگران به سرپرستی جسی سان، استادیار گروه علوم روانشناسی و مغز در دانشگاه واشنگتن، دست به کار شوند و با طراحی مطالعاتی دقیق، پاسخی علمی برای این پرسش دیرینه پیدا کنند که آیا میان خوب بودن و شاد بودن رابطهای حقیقی وجود دارد یا خیر.برای دستیابی به پاسخی معتبر، پژوهشگران در گام نخست ناچار بودند چارچوبی مشخص برای مفهوم «اخلاقمداری» تعریف کنند؛ چرا که ویژگیهایی چون دلسوزی، درستکاری، انصاف، وفاداری و احترام گذاشتن، هرچند ابعاد مهمی از منش اخلاقی به شمار میروند، اما ارزیابی عینی آنها کار آسانی نیست.به همین دلیل، در یکی از مطالعات، دانشجویان دانشگاههای آمریکا و چین و همچنین نزدیکان آنها مورد ارزیابی قرار گرفتند تا میزان معناداری زندگی و شادمانی افراد اخلاقمدار از نگاه خودشان و اطرافیانشان سنجیده شود.نتایج این بررسی نشان داد افرادی که از سوی اطرافیان به عنوان انسانهایی اخلاقمدار شناخته میشدند، نهتنها زندگی خود را معنادارتر ارزیابی میکردند، بلکه گزارشهای خودشان نیز حاکی از سطح بالاتری از شادکامی بود.با این حال، برای اطمینان بیشتر از اینکه این قضاوتها تحت تأثیر سوگیریهای ذهنی قرار نگرفته است، مطالعه دیگری با نظارت بر شش فرد مختلف از دایره آشنایان شرکتکنندگان طراحی شد تا افراد خوشمنش، میانهرو و بیاخلاق با دقت زیر ذرهبین قرار گیرند.یافتههای این پژوهش جامع تأیید کرد که اگرچه اخلاقمداری همواره به معنای آسودگی خاطر مطلق نیست و گاه بار سنگینی از استرس، مسئولیتپذیری و رنج توجه به درد دیگران را به همراه دارد، اما در نهایت به زندگی فرد معنایی عمیقتر میبخشد و مجموعهای پایدار از رضایت زیستی را خلق میکند.آنچه خواندید خلاصه بود از مطلب "Are morally good people any happier or sadder than others?" منتشر شده در وبسایت سایکی؛ ۲۳ مارس ۲۰۲۶/ فراز@farazdaily
فرآوا | قدرت بدون ایدئولوژی؛ پایان عصر جنگهای صلیبی مدرن و ظهور نظم نوین جهانیدنیل بسنر معتقد است دوران ایدئولوژی گذشته و قدرتها به جای جنگهای پرهزینه، به دنبال منافع ملی و تقسیم جهان به حوزههای نفوذ هستند. در این نظم تازه، رقابتها به مرزهای مشخص و دیپلماسی سرد محدود شده است.دنیل بسنر (Daniel Bessner) مورخ آمریکایی و استاد سیاست خارجی ایالات متحده در مدرسه مطالعات بینالملل «هنری جکسون» در دانشگاه واشنگتن است.در این قسمت از پادکست فرآوا به بررسی مقاله جنجالی دنیل بسنر میپردازیم که نشان میدهد دوران رقابتهای ایدئولوژیک به سر آمده است. جهان اکنون به سمتی میرود که در آن منافع ملی، جغرافیا و قدرت نظامی حرف اول را میزنند./فراز@farazdaily
کارنامه زیانده ایرانخودرو در بهار ۱۴۰۵/ آیا خصوصیسازی در ایران خودرو شکست خورد؟در حالی که آرش محبینژاد از رشد ۵۷ درصدی درآمد ریالی (۵۵۲ همت) و افزایش ۴ درصدی تولید ایرانخودرو در سال ۱۴۰۴ خبر میدهد، بررسیها نشان میدهد که روند خصوصیسازی نهتنها چالشهای ساختاری این شرکت را حل نکرده، بلکه با ایجاد مسائل جدید، همچنان بر بحرانهای گذشته افزوده است.بررسیها نشان میدهد با پیشی گرفتن بهای تولید از درآمد و احتساب هزینههای جاری و مالی، زیان خالص این شرکت به ۲۹ درصد کل درآمد عملیاتی رسیده است.faraz.ir/000TwM@farazdaily
فرازان | از «پرولتاریای سنتی» تا «پرولتاریای دیجیتال»: استثمار در عصر پلتفرمها و دورکاریتحول نظام اقتصادی معاصر نشاندهنده گذار از سرمایهداری صنعتی به مداری نوین است که در آن، زیرساختهای دیجیتال نقش اصلی را در بازتولید روابط استثمارگرانه ایفا میکنند.نیک سرنیسک در «سرمایهداری پلتفرمی» نشان میدهد که این پلتفرمها صرفاً واسطه مبادله نیستند، بلکه زیرساختهایی انحصاریاند که با تسخیر دادهها، شکل تازهای از کنترل کار را سامان میدهند.در این ساختار، داده به «ماده خام جدید» برای استخراج ارزش بدل شده است.غولهای فناوری با تملک این زیرساختها، نهتنها بازار، بلکه فرآیند سازماندهی کار را زیر سلطه میبرند؛ جایی که زمان زندگی و نیروی کار به کالا تبدیل میشود.گسترش اقتصاد گیگ و دورکاری، طبقه کارگر را با انواعی تازه از بیثباتی مواجه کرده است.کارگران پلتفرمی—از رانندگان تاکسیهای اینترنتی و پیکهای موتوری تا کارمندان دورکار—از مالکیت ابزار تولید مدرن، یعنی الگوریتمها و سرورها، محروماند.این گروه همان «ارتش ذخیره کار» مارکساند؛ نیرویی اتمیزه و در دسترس که به دلیل فقدان امنیت شغلی، بیمه و حقوق پایه، در برابر انضباط الگوریتمی پلتفرمها فاقد قدرت چانهزنی است.ویژگی بنیادین سرمایهداری دیجیتال، انتقال مکانیسمهای استثمار به درون خانهها و گوشیهای هوشمند است.گوشی هوشمند به کارگاه مجازی مبدل شده و نظارت الگوریتمی جایگزین سرکارگر سنتی شده است.در این فرآیند، مرز میان کار و فراغت از بین میرود، بار تمامی ریسکهای اقتصادی بر دوش کارگر گذاشته میشود و مالکیت و سود انباشته در دست الیگارشی سرمایه متمرکز میماند.آنچه خواندید برگرفته از کتاب سرمایهداری پلتفرمی (Platform Capitalism) نوشته نیک سرنیسک (Nick Srnicek) بود./فراز@farazdaily
جنوب الحدیده هدف حمله پهپادی نیروهای مسلح یمن قرار گرفتنیروهای مسلح یمن عصر امروز مواضع شبه نظامیان وابسته به عربستان در مرکز شهر «الخوخه» در جنوب استان الحدیده (غرب یمن) را هدف قرار دادند./ایسنا@farazdaily
حمله موشکی به اماراتسامانههای دفاع هوایی امارات متحده عربی یک تهدید موشکی را که این کشور را هدف قرار داده بود، شناسایی کردند.صدای انفجارهای شنیده شده در دبی نتیجه عملیات پدافند هوایی بوده است./ایسنا@farazdaily