#پرگار روشنفکران غیردینی ودینی، چه تعاملی؟ داریوش عاشوری ماشالله آجودانی محمدرضا نیکفر تصویری youtu…
انتشار: 2026/07/09 11:01 UTC
#پرگار روشنفکران غیردینی ودینی، چه تعاملی؟ داریوش عاشوری ماشالله آجودانی محمدرضا نیکفر تصویری youtu.be/5BPRjZ_xRz0 و این نظر را بخوانید t.me/FarazTed/47006 🅾 – پرگار: روشنفکران غیردینی ودینی، چه تعاملی؟#نظر مجید م.وقتی چند سال پیش این سخنان را میشنیدم که آجودانی میگفت که روشنفکران دینی درصدد خوانش سیاسی از دین هستند؛ بیدرنگ این اظهارات را غیرمنصفانه میدانستم و یاد خروارها گفته و نوشته سروش میافتادم که بیپرده و پوستکنده میگفت مخالف اسلام سیاسی و حکومت دینی است اما بعدتر تشت رسوایی ایشان از بام تاریخ افتاد و روشن شد که او حاضر است برای حکومت دینی و برقراری آن حقیقت را ذبح کند تا شریعت به هر قیمتی باقی بماند؛ او خمینی را مردمدار نه مردممدار میدانست، و چنین به بنیادگرایان طعنه میزد؛ (هر چند بعدتر با این اظهار نظر که او باسوادترین حاکم ایران در تمام تاریخ است دیگِ درک خود از مفهوم سواد و دانش را سیاهتر کرد و روشنتر از پیش بیسوادی خود و پافشاریش بر هر چیز با رنگ و بوی اسلامی حتی اگر ضد حقیقت باشد را آشکار کرد) خود حتی مردمدار هم نیست و اصلا مردممداری با منش دینی ایشان سرسوزنی سازگاری ندارد؛ او که مصباح را یاوهگوی یزدی مینامید و میگفت از منابرش بوی خون میبارد، خود در هفت اکتبر، در قضیه کشته شدن معلم فرانسوی به دست یک دانش آموز مسلمان، در آستانه فروپاشی حکومت ولایتفقیه، و در حالی که با چشم خویش میبیند که سرکه انگبین صفرا فزوده و برخلاف تلاشهای نامبارک صنف ایشان، مردم از دین رویگردان شدهاند، با لجاجت به تنظیمات کارخانه برگشت و در قالب کلامی مقفا، خون و نفرت در هوا پراکند و جانب ترور و تروریسم (اصل اسلام) را گرفت؛ و نشان داد که نه درصدد حذف مجلس خبرگان اسلامی از عرصه سیاست است که سودای خیال خام برپایی مجلس خبرگان "خوب!" را دارد و برخلاف ادعای جناب آشوری عزیز، هرگز جناب سروش در واقعیت راهی از ضلالت به هدایت نپیمود و رواداری نزد او رشد نکرد (برخلاف مصطفی ملکیان که هرچند همچنان دیندار است ولی از نظر من عقلگرا و روشنفکر نیز هست و این راه گرامی را پیموده است) و جالب است گ که شخصی مانند آجودانی (که من شخص ایشان را خیلی نمیشناسم) چقدر خوب این افراد را شناخته است؛ و به زیبایی روشنفکری دینی را عارضه مینامد ولی انسان روشن و شریفی مثل آشوری این را هنوز درک نکرده است.جناب نیکفر هر چند به زیبایی بین دینشناسی و دینباوری مرز میگذارد و مودبانه، روشنفکر دینی را «دین باور» معرفی میکند به زیبایی اشاره میکند که فعلا نافشان به بند قدرت وصل است و فردا مشخص میشود چقدر میتوانند نقد قدرت کنند نه امروز (و امروز آن فردای دیروز است که آمده است)؛ ولی همچنان مدعی است که با استناد به نیاز به زیست مشترک، همه باید با دیگراندیشان (در اینجا روشنفکر دینی) نیز دیالوگ کنیم بدون اینکه همدیگر را بکشیم؛ در پاسخ ایشان باید گفت جناب دکتر! خیر بهتر این است عنوان کرد که: باید زیست مشترک داشته باشیم بدون اینکه همدیگر را "خفه کنیم!" این کشتن الزاما فیزیکی نیست بلکه باید در آزادی نمود یابد؛ ولی آیا این دیندارانِ هموطن حاضر به زندگی مسالمت آمیز با دیگران (حتی اکثریت) هستند و انقدر رواداری دارند که منش و روش و پوشش و قانون و دستور غیردینی را بپذيرند یا با نهایت نارواداری وظیفه دینی و قرآنی خود میدانند که برای تحقق وعده الهی به جنگ و کشتار و آدمکشی طبق آموزههای دینی همت صدچندان بگمارند؟ک! اسلام و دین تا زمانی به ما به چشم انسان مینگرد و ارزش قائل است، که مطیع و مرید آن باشیم ولی وقتی با استقلال فکری نقدی بنیادی به آموزهها و تعالیم آن بزنید به کمک همان آموزههای دینی شما را مرتد دانسته و شایسته مرگ میداند.خوب میدانم حتی مروجان خوانشهای هرمنوتیک متون مذهبی و مبلغان پلورالیسم دینی و مبدعان قبض و بسط تئوریک شریعت و تفسیر علمی متون دینی که تلاش در فربهتر نشان دادن دین از ایدئولوژی رو دارند و حتی نبوت و وحی را تا مقام شعر و نویسندگی تنزل میدهند و با دستوپا زدن سعی در به روز کردن آموزههای وحشتناک دین خود را دارند و تا حدودی باعث ایجاد جریانِ به ظاهر رواداری از دین و تساهل با غیرهمفکر شدهاند، در بزنگاه شکست دینشان، در مقام عقلگرایی و تجدد، داعشوار دادِ الله اکبر و انجام رسالت تاریخی روکا سر میدهند و از حمایت از ترور و وحشت و جنایت به بهانه حفظ دین هیچ ابایی ندارند. شاهبیت سخنان نیکفر این است که اسلام دین امپراطوری است و در آن «اراده به قدرت» وجود دارد.همچنانکه آجودانی میگوید (هر چند پرخاشگرانه و شتابزده) اما واقعیت این است که تاریخ روشنفکر و نواندیش دینی از سیدجمال تا شریعتی و سروش و کدیور و شبستری و اقبال (در پاکستان) از موضع ترس از نابودی اسلام در برابر تجدد و روشنگری قد علم کرده و رسالت اصلیاش حفظ اسلام و در صورت امکان تطبیق آن با دستاوردهای بشری است حتی اگر این به قیمت دشمنی با حقیقت باشد.مسئله اصلی این جماعت حفظ اسلام است و دیگر هیچ. نه حقیقت، نه انسانیت، نه ایرانیت و ملیت، نه معرفت، هیچکدامt.me/FarazTed/47005
