مغالطه «نکته انحرافی» Red Herringبراساس ارسالی سال گذشته مجید م.مغالطه نکته انحرافی نوعی خطای استدل…
انتشار: 2026/07/15 21:05 UTC
مغالطه «نکته انحرافی» Red Herringبراساس ارسالی سال گذشته مجید م.مغالطه نکته انحرافی نوعی خطای استدلالی است که در آن، گوینده به جای پاسخ به موضوع اصلی بحث، موضوعی فرعی و نیمهمرتبط را مطرح میکند؛ موضوعی که تنها از نظر ظاهری با بحث ارتباط دارد، اما در واقع توجه مخاطب را منحرف کرده و مسیر گفتگو را از جهت اصلی خود خارج میسازد.در زبان فارسی، گاهی از این مغالطه با تعبیر «عوض کردن صورت مسئله» یاد میشود که بیان دقیقتر و گویاتری است.در این مغالطه، فرد به عمد بحث را از مسیر اصلی منحرف میکند؛ نه لزوماً برای رد استدلال طرف مقابل، بلکه برای پنهان کردن ضعف، جهل یا ناتوانی خود در پاسخگویی به موضوع اصلی. در واقع، این انحراف عمدی برای پرت کردن ذهن مخاطب از نقطه حساس و آسیبپذیر است. گوینده با وارد کردن نکتهای جانبی، به قصد فریب یا توجیه، مخاطب را از اصل موضوع دور کرده و مانع تمرکز بر آن میشود.روند این مغالطه به این صورت است: کسی سؤال یا انتقادی درباره موضوع معینی (موضوع A) مطرح میکند. طرف مقابل به جای پرداختن به همان موضوع A، موضوع دیگری (موضوع B) را وارد بحث میکند. موضوع B هرچند در ظاهر ممکن است مرتبط به نظر برسد، اما در اصل مسیری جداگانه است و هدف آن منحرف ساختن ذهن مخاطب از موضوع اصلی است.گاهی این انحراف با ایجاد ابهام و گلآلود کردن فضا انجام میشود؛ نوعی پیچاندن حرف و مبهمسازی. گاهی نیز با مطرح کردن نکتهای به ظاهر مهم یا جذاب، تلاش میشود توجه شنونده به سمت موضوع دیگری جلب شود تا مخاطب احساس کند پاسخی دریافت کرده است، در حالی که مسئله اصلی همچنان بیپاسخ مانده است.این دو مغالطه متفاوتاند: در Red Herring، گوینده بحث را منحرف کرده و موضوع دیگری را مطرح میکند تا از پاسخگویی مستقیم فرار کند. اما در مغالطه مرد پوشالی Straw Man، گوینده استدلال طرف مقابل را تحریف میکند، نسخهای ضعیف و نادرست از آن میسازد و سپس همان نسخه تحریفشده را رد میکند.چند مثال ساده و واقعی- مادر: چرا مشقهایت را ننوشتی؟ فرزند: ولی دیروز گفتید خودکار برایم میخرید، نخریدید! موضوع اصلی نوشتن مشق است، اما فرزند با مطرح کردن مسئله خرید خودکار، بحث را منحرف میکند.- خبرنگار: چرا نرخ تورم اینقدر بالا رفته و دولت اقدامی نمیکند؟ سخنگو: ما باید اول به فکر امنیت مرزها باشیم، نه فقط تورم. امنیت موضوع مهمی است، اما این پاسخ، جوابی به سؤال مطرحشده نیست؛ بلکه انحرافی از پاسخگویی است.- سؤال خبرنگار: چرا قیمت کالاهای اساسی در یک سال گذشته چند برابر شده است؟ پاسخ احتمالی: مگر نمیبینید اسرائیل چه جنایاتی مرتکب میشود؟ باید متحد باشیم و از مظلومان حمایت کنیم. در اینجا به جای پاسخ به مسائل اقتصادی و معیشت مردم، بحث به موضوعی خارجی و احساسی کشانده میشود.تصور کنید گروهی از مردم به دلیل افزایش تورم و کاهش قدرت خرید اعتراض کرده و از دولت توضیح میخواهند. سخنگوی دولت به جای ارائه برنامه یا توضیح سیاستهای اقتصادی، بیانیهای صادر میکند و در آن از توطئههای خارجی و دشمنانی سخن میگوید که قصد بیثبات کردن کشور را دارند. این نمونهای آشکار از مغالطه Red Herring است؛ زیرا اعتراض، اقتصادی بوده اما پاسخ، سیاسی و امنیتی ارائه شده است.در نوع مغلطه- سؤال اصلی بیپاسخ میماند؛ - مسئولیتپذیری از بین میرود؛ - شنونده دچار سردرگمی یا احساس تسلیم میشود؛ - مخاطب عام تصور میکند بحث به نتیجه رسیده، در حالی که موضوع اصلی کاملاً رها شده است. برای تشخیص آن، چند پرسش از خود بپرسید: - آیا مسیر بحث ناگهان تغییر جهت داد؟ - آیا موضوع جدید باعث شد اصل بحث به حاشیه رفته یا فراموش شود؟ - آیا احساس میکنید بحث یکباره به جایی کشیده شد که پاسخی به مسئله اصلی نمیدهد؟ #مغلطهویلیام کابِت (William Cobbett)، روزنامهنگار انگلیسی، در ۱۸۰۷ داستانی نقل کرد که بعدها به منشأ اصطلاح «Red Herring» (شاهماهی دودی) تبدیل شد.طبق روایت کابِت، وقتی او هنوز پسر جوانی بود، او و دوستانش برای اینکه سگهای شکاری را از تعقیب خرگوشی که آن را «مال خودشان» محسوب میکردند، منحرف کنند، صبح زود به لانهٔ خرگوش میرفتند. سپس یک شاهماهی دودی (red herring) را به انتهای طنابی میبستند و آن را روی بوتهها، میکشیدند تا رد بوی قوی آن، سگها را از مسیر اصلی منحرف کند.کابِت این داستان را به عنوان استعارهای سیاسی به کار برد. او مطبوعات لندن را به خاطر انتشار اخبار غلط دربارهٔ ناپلئون سرزنش میکرد و میگفت آنها مانند سگهای شکاری، توسط یک «شاهماهی سیاسی قرمز» (یعنی خبر انحرافی و فریبنده) گمراه شدهاند.این روایت به تدریج به اصطلاح معروفی تبدیل شد که امروز برای توصیف موضوع انحرافی به کار میرود.@FarazTed
