📖 جمهوری اسلامی در آیینه چند شاخص⚫️جمهوری اسلامی از همان نخستین سالهای استقرار خود، حکومت خویش را…
انتشار: 2026/08/14 14:49 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
📖 جمهوری اسلامی در آیینه چند شاخص⚫️جمهوری اسلامی از همان نخستین سالهای استقرار خود، حکومت خویش را نه صرفاً نظمی سیاسی، بلکه طرحی برای برپایی جامعهای عادلانهتر معرفی میکرد؛ جامعهای که قرار بود در آن فاصله طبقاتی کاهش یابد، ثروت عمومی از انحصار گروهی کوچک خارج شود، محرومان به حقوق ازدسترفته خود برسند و دولت، برخلاف آنچه حکومت پیشین به آن متهم بود، منابع کشور را در خدمت زندگی عمومی قرار دهد. نزدیک به نیم قرن از آن وعدهها گذشته است و امروز شاید منصفانهترین شیوه برای داوری درباره نتیجه این تجربه، کنار گذاشتن شعارهای موافقان و مخالفان و نگاهکردن به همان اعدادی باشد که وضع زندگی مردم را توصیف میکنند.🟠یکی از این اعداد شاخص فلاکت است؛ شاخصی ساده که از جمع نرخ تورم و بیکاری به دست میآید و طبعاً به تنهایی نمیتواند تمام پیچیدگیهای یک اقتصاد را توضیح دهد، اما دستکم نشان میدهد فشار همزمان افزایش قیمتها و دشواری یافتن شغل تا چه اندازه بر زندگی روزمره مردم سنگینی میکند. برآورد منتشرشده برای تیر ۱۴۰۵ این شاخص را برای کل کشور در حدود ۹۶ درصد قرار میداد و در نوزده استان رقم از صد درصد نیز فراتر میرفت؛ ایلام با حدود ۱۲۰ درصد، لرستان با ۱۱۸ درصد، کردستان با ۱۱۷ درصد و کرمانشاه با ۱۱۶ درصد در صدر قرار داشتند. حتی تهران، که پایینترین رقم گزارششده را داشت، با شاخصی در حدود ۸۳ درصد روبهرو بود. البته این رقم ماهانه یک برآورد است، زیرا نرخ بیکاری در ایران ماهانه منتشر نمیشود، اما حتی با در نظر گرفتن همین ملاحظه روششناختی، تصویری که از فشار اقتصادی به دست میدهد چندان محتاج تفسیر نیست. 🟢نرخ رسمی بیکاری در زمستان ۱۴۰۴ ۷٫۶ درصد اعلام شد؛ عددی که در نگاه نخست شاید چندان فاجعهآمیز به نظر نرسد، اما ساختار بازار کار معنای دیگری به آن میدهد. تنها حدود ۳۹٫۷ درصد جمعیت بالای پانزده سال در شمار جمعیت فعال اقتصادی قرار داشتند؛ بنابراین میلیونها نفری که اساساً در جستوجوی کار نیستند، در نرخ بیکاری محاسبه نمیشوند. در همان زمان نرخ بیکاری جوانان پانزده تا بیستوچهار ساله به ۲۱٫۲ درصد میرسید و در میان افراد هجده تا سیوپنج ساله نیز حدود ۱۵ درصد بود. به بیان سادهتر، کشوری که سالانه صدها هزار جوان را وارد دانشگاه میکند، برای بخش قابلتوجهی از آنان پس از پایان تحصیل نه شغلی متناسب فراهم کرده و نه افقی روشن برای ورود به زندگی اقتصادی مستقل.وضع زنان شاید یکی از روشنترین نمونههای اتلاف سرمایه انسانی در این نظام باشد. در حالی که طی چند دهه گذشته میلیونها زن ایرانی وارد دانشگاه شدهاند و در بسیاری از رشتهها سهم آنان با مردان برابری میکند یا حتی از آن فراتر میرود، میزان مشارکت آنان در بازار کار همچنان در حدود چهارده درصد باقی مانده است؛ رقمی که در برابر مشارکت بیش از شصتدرصدی مردان، شکافی عظیم را آشکار میکند. مسئله فقط این نیست که زنی شغل ندارد؛ مسئله آن است که جامعه برای آموزش او هزینه کرده، سالها از عمر او صرف کسب تخصص شده، اما ساختار اقتصادی و اجتماعی قادر نیست این ظرفیت را به نیروی مولد تبدیل کند. از این جهت بیکاری زنان تنها یک مسئله فردی نیست، بلکه شکلی از اتلاف سازمانیافته منابع انسانی کشور است.🟡همین وضعیت را میتوان در آموزش عمومی نیز مشاهده کرد. در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ نزدیک به ۹۳۰ هزار کودک و نوجوان بازمانده از تحصیل گزارش شدهاند و بیش از ۲۴۰ هزار دانشآموز در همان سال ترک تحصیل کردهاند. پشت این اعداد صرفاً چند جدول اداری قرار ندارد؛ هر عدد نماینده کودکی است که به جای نشستن پشت نیمکت مدرسه، ممکن است وارد بازار کار غیررسمی شود، در حاشیه شهرها باقی بماند یا برای همیشه امکان صعود اجتماعی را از دست بدهد. جامعهای که نزدیک به یک میلیون کودک را بیرون از مدرسه باقی میگذارد، در حقیقت بخشی از فقر امروز خود را به فقر فردای خویش تبدیل میکند.فشار اقتصادی به محض بیماری نیز پایان نمییابد. سهم پرداخت مستقیم مردم از هزینههای جاری سلامت ایران همچنان بسیار بالاست و بنا بر دادههای بینالمللی، بیش از چهل درصد مخارج درمانی مستقیماً از جیب خانوارها پرداخت میشود. معنای اجتماعی چنین عددی روشن است: بیماری برای خانوادهای مرفه یک ناراحتی پزشکی است، اما برای خانوادهای کمدرآمد میتواند همزمان به بحرانی اقتصادی تبدیل شود. خانوادهای که باید میان درمان، اجاره خانه، خوراک و آموزش فرزندان خود انتخاب کند، عملاً بخشی از هزینه ناکارآمدی نظام رفاهی را با کاهش سطح زندگی خویش میپردازد.❤️در کنار این مشکلات، بحرانهایی قرار گرفتهاند که دیگر نمیتوان آنها را موقت دانست. ایران یکی از بالاترین سطوح فشار بر منابع آب خود را تجربه میکند؛ بخش بزرگی از آب تجدیدپذیر کشور سالانه برداشت میشود و حدود چهارپنجم این مصرف همچنان به کشاورزی اختصاص دارد. فرونشست زمین، خشکشدن تالابها، کاهش آب سفرههای زیرزمینی و بحران دائمی آب در استانهای مختلف، دیگر مجموعهای از حوادث پراکنده نیستند، بلکه نشانههای یک مسئله ساختاریاند که در طی دههها شکل گرفته است. حکومتی ممکن است کمبود باران را به طبیعت نسبت دهد، اما نحوه مصرف منابع، الگوی توسعه، سیاست کشاورزی و شیوه مدیریت آب دیگر پدیدههایی طبیعی نیستند.فساد نیز در چنین ساختاری صرفاً به معنای چند مدیر رشوهگیر نیست. ایران در شاخص ادراک فساد سال ۲۰۲۵ تنها ۲۳ امتیاز از صد کسب کرد و در میان ۱۸۲ کشور در رتبه ۱۵۳ قرار گرفت. وقتی فساد به این سطح میرسد، مسئله از تخلف اشخاص فراتر میرود؛ روابط غیرشفاف، امتیازهای انحصاری، شرکتهای وابسته، نهادهای خارج از نظارت عمومی و دسترسی نابرابر به منابع، خود به بخشی از سازوکار توزیع ثروت تبدیل میشوند. در چنین وضعی، شهروندی که از شبکه قدرت بیرون است، نه فقط با بازار، بلکه با ساختاری رقابت میکند که قواعد بازی در آن برای همه یکسان نیست.🟡هیچکدام از این اعداد به تنهایی اثبات نمیکند که تمام مشکلات ایران مستقیماً محصول یک تصمیم سیاسی یا یک نهاد خاص بودهاند؛ جنگ، تحریم، ساختار جمعیتی، جغرافیا و تحولات اقتصاد جهانی نیز در سرنوشت کشور اثر گذاشتهاند. اما حکومتها دقیقاً برای مواجهه با همین دشواریها به وجود میآیند و پس از نزدیک به پنجاه سال دیگر دشوار است تمام نتایج نامطلوب را به عوامل بیرونی حواله داد و تمام دستاوردها را به حساب حکومت نوشت.جمهوری اسلامی را میتوان از منظر ایدئولوژی، دین، آزادیهای سیاسی یا سیاست خارجی نقد کرد؛ اما شاید بنیادیترین نقد همان چیزی باشد که در زندگی معمولی مردم دیده میشود: اقتصادی با تورم مزمن، جوانانی که ورودشان به بازار کار دشوار شده، زنانی که بخش بزرگی از ظرفیت اقتصادیشان بلااستفاده مانده، صدها هزار کودک بیرون از مدرسه، خانوادههایی که هزینه بیماری را مستقیماً بر دوش میکشند، منابع طبیعیای که با شتاب مصرف شدهاند و دستگاهی اداری که فساد در آن همچنان مسئلهای جدی است.حکومتها سرانجام با زبان خودشان داوری نمیشوند. ممکن است یک نظام خود را «حامی مستضعفان»، «عدالتمحور» یا «مستقل» بنامد؛ آنچه باقی میماند، نتیجهای است که پس از چند دهه در زندگی شهروندانش بر جای گذاشته است.و اگر قرار باشد روزی کارنامه جمهوری اسلامی در چند صفحه نوشته شود، بعید است بتوان این اعداد را از آن صفحات حذف کرد.@fargasht22➖➖➖🌾 @Naqdagin
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- فلسفه و دانش · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۰۸
- نقدآگین · تطابق دقیق — ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، ۵:۱۱
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
