فرهنگ روشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروزنوشتهای فرهنگ مهروشتأملی در مسیر فکری ده سال گ…
انتشار: 2026/06/21 09:13 UTCویرایش: 2026/07/31 23:56 UTCدریافت: 2026/08/15 00:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:55 UTC
فرهنگ روشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروزنوشتهای فرهنگ مهروشتأملی در مسیر فکری ده سال گذشتۀ پاکتچیفرستۀ اول از دو فرستهبقیه از فرستۀ نخست.او این میل شتابزده به ترکیب و تلفیق را نوعی بیماری در فرهنگ علمی ایران میداند و میکوشد با ارائهٔ یک روششناسی دقیق، از ابتلاء به این بیماری جلوگیری کند. حاصل تلاش او همین است که خواننده با درک درست از ماهیت این دو حوزه و زبان هر کدام، به جای روشهای سادهانگارانه، به یک سطح از تفاهم و گفتوگوی عمیقتر بیندیشد و با دشواریهایی که در مسیر یکچنین تطبیقی وجود دارد آشنا شود. وانگهی، در سخن از روش پیشنهادی پاکتچی باید گفت که وی به قرآن و علوم مدرن بهمثابۀ دو فضای گفتمانی مینگرد؛ دو فضایی که هر یک دستگاه مفهومی خاص خود را ساختهاند. روش پیشنهادی او برای برقراری پیوند میان این دو، در سه گام خلاصه میشود. گام نخست، شناخت دستگاه مفهومی قرآن است؛ بررسی این که قرآن، همچون یک متن، از چه شبکهای از مفاهیم، ساختار زبانی و نظم معنایی ویژۀ خود برخوردار است. به نظر او، برای شناخت این دستگاه مفهومی ــدر سطوح واژگانی، تاریخی، شناختی و فرهنگیــ باید از دانشهایی مانند معناشناسی بهره جست. گام دوم شناختِ دستگاه مفهومی علوم مدرن است؛ فهم این که دانشهای نوین بر پایۀ چه مفاهیم، چه مبانی فلسفی و چه زبان مشترکی شکل گرفتهاند و مفاهیم رایج در فضای گفتمانیِ علوم نوین چه نسبتی با یکدیگر دارند. او در کوشش برای رساندنِ محققان به پاسخ این سؤال تأکید میکند که باید مسائل مختلف فلسفۀ علم و زبان علم را بازخواند. پاکتچی پس از تأکید بر ضرورتِ شناخت هر دو دستگاه و بایستههای یکچنین کوششی، به این توجه میدهد که در ادوار گذشتۀ فرهنگ اسلامی نیز همواره عالمان مسلمان برای ایجاد پیوند میان دستگاه مفهومی قرآن و علوم زمانۀ خود کوشیدهاند. او باز میخواهد بر این تأکید کند که یکچنین کوششی را باید امری ضروری انگاشت که تخلف از آن امکانپذیر نیست و پرداخت به آن هم بدعت محسوب نمیشود. وی در پایان هم به این بحث سؤال اصلی میرسد که در مقام طراحی یک الگوی مناسب برای برقراری پیوند میان دو دستگاه مفهومی باید چه مقتضیاتی را رعایت و از چه آسیبهایی پرهیز نمود. میگوید که طراحی نهایی این الگو کاری جمعی است که نه یک متفکر، بلکه باید همۀ اعضاء جامعۀ علمی درگیر آن باشند. به نظرم حق کاملاً با پاکتچی است. در جامعۀ علمی ما توجه به تأملات نظری و مبنایی بسیار اندک است. پس این کتاب فرصت مناسبی است برای همۀ کسانی که درگیر مطالعه در حوزۀ تطبیق مفاهیم قرآنی با علوم نوین یا تطبیق علوم نوین با مفاهیم قرآنی اند و میخواهد خیلی سریع نسبت به مبانیِ کوشش علمیشان یا مرزهای آن با تلاشهای دیگران خودآگاهی پیدا کنند و مبانی خود را با گفتوگو با دیگران ترویج کنند. برگردیم به سخنرانی جدید استاد. پاکتچی اکنون در این سخنرانی جدید، حرف تازهای دارد که به نظرم حاکی از چند بازنگری عمده در نگاه پیشین است. در کتاب یادشده پاکتچی دستورالعملهای مشخصی میداد که هرکس برپایۀ آن به تبیین مبانی نظریِ خود بپردازد؛ بادا که این سبب شود جامعۀ علمی به سمت توسعۀ تأملات نظری برود. اکنون یک سخنش همین است که باید فراتر از تکتک افراد، نهادهایی علمی هم در کشور متکفل یکچنین طراحی بزرگی بشوند و متخصصانی از رشتههای مختلف را برای زمینهسازیِ توسعۀ نظری این بحث گردآورند. اینگونه، وی حکم میکند بحث پیچیدهتر از آن است که بشود انتظار داشت افرادی جداازهم برپایۀ تأملات نظریِ فردیشان بتوانند به راهحلیِ استوار برسند. چهبسا از عواملِ اصلیِ حکم پاکتچی به پیچیدگی بحث همین نکتهای باشد که در این سخنرانی بر آن تأکید جدیتری میکند: اینکه نمیشود نظامی روششناختی برای ربط میان قرآن و علوم نوین بنا نهاد و نظامهای روششناختیای که در طول 1400 سال گذشته برای ایجاد چنین ارتباطاتی پدید آمدهاند را نادیده گرفت. در اینجا نیز حق با او است: همچنانکه معقول نیست کسی بیاید و از یک متن مقدس باستانی ناگهان فهمی ارائه کند که هرگز تا کنون آن متن را اینگونه نفهمیده است، این نیز معقول نیست که برای تعامل میان مفاهیم نوین و آن متن کهن روشی پیشنهاد شود که مبتنی بر نادیدانگاری و غفلت از همۀ روشهای پیشین باشد. مسئله فقط این نیست که باید از تجربههای گذشتگان بهره جست؛ مسئلۀ مهمتر آن است که اساساً دستگاهِ مفهومی ذهنِ ما در تعامل با آن متن کهنِ مقدس باستانی، بسی بیش از آنکه تصور کنیم، برپایۀ بینشها و روشهایی شکل گرفته که در طول دورۀ 1400سالۀ گذشته میان ما و قرآن واسطه شده است. ما تا نسبت به آن نگاهها خودآگاهی پیدا نکنیم، نخواهیم توانست نگرشی انتقادی به بینشهای امروزینمان داشته باشیم.@FarhangeRvesh