#حکایت گويند؛ صاحب دلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او…
انتشار: 2026/08/19 20:20 UTCدریافت: 2026/08/20 01:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 01:30 UTC
#حکایت گويند؛ صاحب دلى، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند كه پس از نماز، بر منبر رود و پند گويد . پذيرفت .نماز جماعت تمام شد . چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست . بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت : مردم !هر كس از شما كه مى داند امروز تا شب خواهد زيست و نخواهد مرد، برخيزد! كسى برنخاست . گفت : حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است ، برخيزد! باز كسى برنخواست . گفت: شگفتا از شما كه به ماندن اطمينان نداريد و براى رفتن نيز آماده نيستيد!!!!#عطار@farsbo
