👆👆👆قم بلاتکلیف....بخش قابلتوجهی از طرحهای فرش قم، حسی از معلق بودن، آشفتگی و فقدان انسجام مفهومی…
انتشار: 2026/06/18 23:35 UTC
👆👆👆قم بلاتکلیف....بخش قابلتوجهی از طرحهای فرش قم، حسی از معلق بودن، آشفتگی و فقدان انسجام مفهومی را به مخاطب منتقل میکنند. به نظر میرسد طراح در فرایند خلق اثر، میان پایبندی به سنتهای ریشهدار طراحی فرش ایرانی و ایدههای متکثر و گاه ناپختهای که از سوی کارفرما مطرح میشود، در وضعیتی دوگانه و بلاتکلیف قرار گرفته است. شاید بتوان گفت که اگر کیفیت ممتاز ابریشم و مهارت کمنظیر بافندگان قمی را از معادله حذف کنیم، ارزش هنری و مفهومی برخی از این آثار، در قیاس با سایر شهرهای رقيب، حتی بافتههای عشایری بلوچ خراسان یا قالیهای روستایی هریس، نیازمند بازنگری و ارزیابی مجدد خواهد بود.نمونه مورد بحث، مصداق روشنی از این وضعیت است؛ اثری که در آن، طراح در انتخاب میان منابع الهام گوناگون و عناصر متنوع بصری، به انسجامی روشن و منسجم دست نیافته است.بررسی نقشه فرشطرح کلی قالی از نوع لچک و ترنج است. لچکها با تأثیرپذیری از سنت طراحی اصفهان و نایین، بهصورت دورلچک اجرا شدهاند و ترنج مرکزی نیز ساختاری دایرهای دارد.فضای لچکها، با تکرار ایوانها و طاقها، نمای بیرونی کاروانسراها، بازارها و مساجد دوره صفوی را بهیاد میآورد.ابعاد ترنج در مقایسه با متن و لچکها نامتناسب به نظر میرسد و در ادامه طراح را با چالش مواجه کرده است. درون ترنج به چهار بخش تقسیم شده و در هر بخش، نقوشی با خاستگاههای تاریخی و فرهنگی متفاوت جای گرفتهاند؛ از جمله فروهر هخامنشی، نشان شیر و خورشید، ذوالفقار منسوب به حضرت علی و سیمرغ ساسانی. همنشینی این عناصر، بدون وجود پیوندی مفهومی یا روایی، موجب تضعیف انسجام بصری ترنج شده است.در امتداد محور ترنج، کتیبهای طراحی شده است، شوربختانه به دلیل عدم توجه به اصول طراحی و حذف کتیبه، طراح مجبور شده در ادامه سرترنج، قندیلی با الهام از فرش شیخ صفی اردبیلی قرار دهد.متن قالی نیز احتمالاً متأثر از قالیهای موسوم به «پرتغالی» یا طرح «موج و دریا» در دوره صفوی است؛ با این حال، شیوه اجرا و استفاده از رنگهای متضاد، بهجای ایجاد هماهنگی بصری، به کاهش هارمونی و انسجام رنگی انجامیده است.ناهمگونی عناصر موجود در متن، لچک و ترنج، در حاشیههای فرش نیز ادامه مییابد. طراح، چهرههای کوروش هخامنشی، رضاشاه پهلوی، محمدرضاشاه پهلوی و فرح دیبا را در چهار گوشه حاشیه جای داده است. به نظر میرسد ضعف نقاش یا محدودیت در انتخاب و اجرای صحیح رنگها، موجب شده است که این چهرهها از نظر بصری، کیفیت مطلوبی نداشته باشند.از دیگر عناصر نامرتبط با ساختار کلی اثر میتوان به کتیبههای نستعلیق «ای ایران، ای مرز پرگهر....»، نقش شیر و خورشید، تاج شاهی و منارههای مسجد اشاره کرد. حضور همزمان این عناصر، بدون تعریف یک نظام معنایی مشخص، بر پراکندگی مفهومی اثر افزوده است.با وجود این، نمیتوان از تسلط طراح بر اجرای نقوش اسلیمی و ختایی به شیوه قم چشمپوشی کرد. در بخشهایی که این نقوش به کار گرفته شدهاند، طراحی از انسجام، دقت و کیفیت مطلوبی برخوردار است.در مجموع، به نظر میرسد گردآوری همزمان الگوهای صفوی، شیوه طراحی قم، اصفهان و نایین، قالی چهارفصل و چهره بافی تبریز و.... بدون وجود راهبردی منسجم، به تضعیف هویت بصری اثر انجامیده است.سخن پایانیدر فیلم «گذشته» ساخته اصغر فرهادی، شهریار (بابک کریمی) خطاب به احمد (علی مصفا) میگوید:نمیشیه یه پاتو بذاری اینور جوب یه پات هم اونور جوب، یه جاهایی جوب گشاد میشه....@farsh_nevesht



