پریوت، تاواریش!وقتی تفاهمنامه جای کارنامه را میگیرد...یکی از دستاوردهای همایش سالانه مرکز ملی فرش…
انتشار: 2026/07/16 10:11 UTC
پریوت، تاواریش!وقتی تفاهمنامه جای کارنامه را میگیرد...یکی از دستاوردهای همایش سالانه مرکز ملی فرش ایران در مشهد، بازدید از شرکت فرش آستان قدس رضوی و امضای تفاهمنامه همکاری با این مجموعه باسابقه خراسانی بود؛ تفاهمنامهای که در ظاهر، اهدافی ارزشمند و آیندهنگر را دنبال میکند.در این سند از توسعه دانش و مهارت، نوآوری در تولید، توسعه بازار و تکریم هنرمندان سخن به میان آمده است. عناوینی زیبا، امیدوارکننده و البته پرمسئولیت. اما پرسش اینجاست که این مفاهیم تا چه اندازه با کارنامه و واقعیت عملکرد شرکت فرش استان قدس رضوی همخوانی دارند؟نخست به توسعه دانش، مهارت و نوآوری در تولید بپردازیم.با نگاهی به تولیدات امروز شرکت فرش آستان قدس رضوی، به سختی میتوان نشانی از نوآوری یافت. طرحهایی که امروز بر دار قالی این مجموعه نقش میبندند، تفاوت چندانی با تولیدات ابتدای دهه شصت ندارند؛ همان نقشهها، همان ترکیب رنگ، همان شیوه پرهزینه رنگرزی سنتی، همان ابعاد و شاید همان کیفیت. گویی زمان در این کارگاه متوقف شده و چهار دهه گذشته، تنها بر شمار قالیهای بافتهشده افزوده است، نه بر دامنه تجربه، خلاقیت و نوآوری.طبیعی است از مجموعهای که بیش از چهار دهه مسیر تکرار را پیموده، نتوان انتظار داشت پرچمدار نوآوری، انتقال دانش یا مرجع تحول در صنعت فرش ایران باشد. نوآوری از دل تجربه پویا، پژوهش و پذیرش تغییر زاده میشود، نه از تکرار مداوم یک نسخه ثابت...اما مهمترین بخش این تفاهمنامه، توسعه بازار است؛ بندی که بیش از هر بخش دیگری جای تأمل دارد.شرکت فرش آستان قدس رضوی سالهاست با اتکا به منابع و حمایتهای مالی آستان قدس فعالیت میکند و اساساً تجربهای جدی از حضور در فضای رقابتی بازار داخلی یا بازارهای صادراتی ندارد. تولید برای بازار، شناخت ذائقه مشتری، تحلیل رقبا، برنامهریزی، بازاریابی، قیمتگذاری و پذیرش ریسک میخواهد؛ مؤلفههایی که کمتر میتوان نشانی از آنها در عملکرد این شرکت باسابقه مشاهده کرد.اگر این مجموعه تنها شش یا یکسال، ناچار باشد بدون اتکا به منابع حمایتی و صرفاً بر پایه درآمد حاصل از فروش محصولات خود اداره شود، آنگاه میتوان میزان شناخت آن از بازار، برنامهریزی تولید و توسعه صادرات را به محک تجربه سپرد. آن زمان مشخص خواهد شد که توسعه بازار، یک برنامه عملیاتی است یا صرفاً عبارتی زیبا در متن یک تفاهمنامه.و اما تکریم هنرمندان؛ شاید دلنشینترین عبارت این سند همین باشد.با این حال، آنچه از گفتوگوهای مستقیم با طراحان و بافندگان این مجموعه و حضور میدانی در کارگاهها به دست آمده، از فاصلهای قابل توجه میان این شعار و واقعیت حکایت دارد. این سخن نه بر پایه شنیدهها، بلکه حاصل مشاهده و گفتوگو با کسانی است که سالها در متن این مجموعه فعالیت کردهاند.سخن آخر:بیتردید، هیچکس با اصل همکاری و همافزایی میان نهادهای صنعت فرش مخالف نیست. صنعت فرش ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به تعامل، برنامهریزی و همفکری نیاز دارد. اما تفاهمنامه زمانی اعتبار پیدا میکند که بر پایه کارنامهای روشن، تجربهای موفق و توانمندی اثباتشده شکل گرفته باشد؛ نه صرفاً بر اساس عناوین زیبا و جملات امیدوارکننده....امیدوارم تا سال آینده، کارنامه این تفاهمنامه، گویاتر از متن آن باشد؛ و دیگر ناچار نباشیم میان آنچه بر کاغذ نوشته شده و آنچه در کارگاههای تولید قالی و بازار فرش ایران میبینیم، فاصلهای چنین عمیق را روایت کنیم....@farsh_nevesht



