بنده است یا آزاد؟🔹روزی بِشر حافی که مردی لاابالی و غرق در خوشگذرانی بود در خانهاش مجلسی پر از عیش…
انتشار: 2026/06/22 21:06 UTC
بنده است یا آزاد؟🔹روزی بِشر حافی که مردی لاابالی و غرق در خوشگذرانی بود در خانهاش مجلسی پر از عیش و نوش و صدای ساز و آواز برپا کرده بود. در همین حین، امام موسی کاظم(ع) از مقابل خانهٔ او عبور میکردند.🔹دَرِ خانه باز شد و کنیزی برای ریختن خاکروبه به بیرون آمد. امام از کنیز پرسیدند: «صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟»🔹کنیز با تعجب پاسخ داد: «معلوم است که آزاد است؛ او مردی شریف و ثروتمند است.»🔹امام فرمودند: «راست گفتی؛ اگر بنده [و فرمانبردار خدا] بود، از صاحباختیار خود شرم میکرد و این بساط گناه را پهن نمیکرد.»🔹کنیز با سطل خالی به خانه برگشت. بشر که منتظر او بود، پرسید: «چرا اینقدر طول کشید؟» کنیز ماجرای گفتوگوی خود با مرد ناشناس و جملهای که او گفته بود را تعریف کرد.🔹سخنان امام مانند جرقه بر روح بشر نشست. او سراسیمه، پابرهنه و بدون کفش به دنبال امام دوید تا به ایشان رسید. بشر در مقابل امام توبه کرد، بساط گناه را برچید و از آن پس به یکی از زاهدان و مردان پاک روزگار تبدیل شد.🔸و چون آن روز پابرهنه دویده بود، تا پایان عمر به «بِشر حافی» یعنی بشرِ پابرهنه معروف شد.#حکایت@Farsna

