شهر را فراتر از آسفالت باید دید؛ نقد کالبدگرایی صرف و تاکید بر سرمایه اجتماعی.#فرزین_وفائـےنژاددر…
انتشار: 2026/08/12 22:50 UTCدریافت: 2026/08/15 03:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:46 UTC
شهر را فراتر از آسفالت باید دید؛ نقد کالبدگرایی صرف و تاکید بر سرمایه اجتماعی.#فرزین_وفائـےنژاددر نظریه «حق به شهر» (Right to the City) هانری لوفور و مفهوم «فضای جریانها» (Space of Flows) مانوئل کاستلز بر این اصل تاکید دارند که شهر فقط زیرساخت های منطبق با نگاه مهندسی استوار نیست. لوفور معتقد است شهر تنها مجموعهای از ساختمانها نیست، بلکه یک «رابطه اجتماعی» است.او معتقد است فلسفه زیستی در یک شهر شکل و ظاهر ساختمان های شهر و خیابان بندی نیست. همانطور که یک بدن با پروتزهای باکیفیت (آسفالت و بتن) زنده نمیماند و نیاز به «امید و اعتماد» (هورمونها و پیامرسانهای شیمیایی) دارد، پروژه عمرانی بدون پیوست ارتباطی، جسمی است بدون روح هستند. اینجاست که «ارتباطات» نقش کاتالیزور زیستی را دارد و پای فلسفه زیستی و چرایی ها به میان می آید و پروژههای صلب را به تجربههای زیسته تبدیل میکند.نمونه بارز این اتفاق را می توان در جانمایی فوداستریت در شهر اراک دید که حتی به اندازه یک پارک کوچک مجاور هتل امیرکبیر جذابیت برای شهروندان ندارد.این شاخص خود بیانگر عدم درک درست ارتباطی در شهر است، یعنی جایگاه متصور تصمیم سازان با نیاز شهروندان منطبق نیست و این بیان کننده نبود سیستم ارتباطات عصبی سالم در یک کالبد است.خود این نمونه نشان می دهد مردم دریافتشان از شهر و شهروندی با دریافت تصمیم سازان و تصمیم گیران به هیچ عنوان مشترک نیست و سرمایه های شهری از بین می رود و سرمایه گذاران فراری می شوند و این حاصل عدم درک سیستم ارتباط پایدار در شهر است.#فرزین_وفائـےنژاد@farzinvafaeinezhad