ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفسدرمان من در دست تست آخر مرا فریاد رسدر داستان عشق تو پیدا نشان…
انتشار: 2026/06/26 12:25 UTC
ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفسدرمان من در دست تست آخر مرا فریاد رسدر داستان عشق تو پیدا نشان عشق تودر کاروان عشق تو عالم پر از بانگ جرسنیکو بشناسم ز زشت در عشقت ای حورا سرشتار بی تو باشم در بهشت آید به چشمم چون قفساز نزدت ار فرمان بود جان دادنم آسان بوددارم ز تو تا جان بود در دل هوا در جان هوسچشم بسان لالهها اشکم بسان ژالههاهر ساعت از بس نالهها بر من فرو بندد نفسای بت شمن پیشت منم جانم تویی و تن منمگر کافرم گر مومنم محراب من روی تو بسهر چند بی گاه و به گه کمتر کنی بر من نگهزین کرده باشم سال و مه میدان عشقت را فرسگر حور جنت فیالمثل آید بر من با حللمن بر تو نگزینم بدل جز تو نخواهم هیچکسپرهیزم از بدگوی تو زان کمتر آیم سوی توپس چون کنم کان کوی تو یک دم نباشد بی عسس#سنایی📚@fazayeadaby

