#فودوشین278_دلم بعد اون دیگه با هیچ زنی راه نیومد خاله. چشمم فقط به اون راهی مونده که اون ازش رفت و…
انتشار: 2026/07/06 05:49 UTC
#فودوشین278_دلم بعد اون دیگه با هیچ زنی راه نیومد خاله. چشمم فقط به اون راهی مونده که اون ازش رفت و دیگه برنگشت. در ادامه ی حرفهایش صدایش عصبی و پر از حرص شد، برایم قابل باور نبود آنچه را میشنیدم. توی مخم هم نمیگنجید مردی شبیه او، بتواند زنی را اینگونه دوست داشته باشد. _حالا کو تا یه بار دیگه یکی مثل اون بیادواین دل لعنتی رو ببره؟ اگه بخاطر سینا نبود تن به مرگ میدادم، ولی به زن گرفتن نه... دلخوشیم رو گره زدم به خوشحالی خانوادهم تا سرپا بمونم. تا بفهمم واسه چی دارم کار میکنم و میجنگم. من خیلی وقته هیچی ر و واسه خودم نمیخوام. خودت که شاهد بودی و دیدی؟ من هرکس رو خواستم این دنیا واسهم نخواستش. سر از حرفهایش در نمی آوردم، یعنی من خواب بودم؟ این مرد نمیتوانست نسبتی با احساس دوست داشتن یک زن داشته باشد! _خب شاید این دنیا بهتر از اون رو برات خواسته، چرا به اینی که بهت داده توجه نمیکنی تا ارزشش رو بدونی؟ دلم خواست گریه کنم... در نگاه خانوادهی طوفان، من یک عروس نبودم، یک تحمیل و اجبار بودم._تو غم منو نداشته باش قربونت برم. من از پس بدتر از اینا هم براومدم. اینکه چیزی نیست؟ این غمم تموم میکنم ومیفرستم بره پیکارش. خاله نفهمید، ولی من میدانم آن غمی که میگفت تمامش میکند و میفرستد پی کارش، منم... حالم از این من بهم خورد. _دورت بگردم اینطوری فکر و زندگی کنی که آب خوش از گلوت پایین نمیره! خدا رو هزار مرتبه شکر از هیچ لحاظ کمبودی نداری و میتونی هم خودت رو خوشبخت کنی هم اون دختر طفل معصوم رو. یکمم به خودت و زندگیت برس. سینا و زهرا دیگه بچه نیستن، خودشون صاحب خونه و زندگی شدن. حالا دیگه نوبت توئه... هرکی که توی ذهنت هست رو بسپار به همون جایی که رفته. یکی رو به قبرستون و یکی به راهی که رفت. حرفهای خاله سودی مثل فرمول جادو جنبل سخت و غیرقابل فهم بود. داشت در مورد چه کسی حرف میزد؟! _اینقدر نگران من نباش. حالم بد بود چرت و پرت گفتم. من و زنم عاشق هم نباشیم دشمن همدیگه هم نیستیم. زنمه ازش که بدم نمیاد! مصنوعی بودن لحنش را من حس کردم، خاله سودی را نمیدانم! _خدا بگم چیکار کن اون دخت... _خاله نفرینش نکن.طوفان نسبت به این نفرینی که اجازه نداده بود به سرانجام هم برسد طوری واکنش نشان داد که جا خوردم و شوکه شدم. خاله اش را نمیدیدم، ولی حدس اینکه او هم جا خورده سخت نبود. _ پسرم هیچکس دل تورو نداره.همینه که خدا هم به اندازهی دلت بهت داده و انشالله بیشتر هم میده. خدا هرچی که خیره همون رو نصیبت کنه مادر... الهی به اندازهی همه ی اون دلهایی که شاد کردی دلت شاد بشه و ذهنت از فکر کردن به اون زن دور بشه. پس طوفان یک عاشق ناکام بود! یعنی آن زن با بچهاش که توی رشت دیدیم همان معشوقهی سابقش بوده؟ آن بهم ریختگی، آشفتگی و توی خودش فرو رفتن بعد از دیدن آن زن، بخاطر همین بود!#ادامہ_دارد 📚@fazayeadaby


