#داستان زیبا☯️تو هم چون من عاجزی❗️🤲▫️روزی حضرت سلیمان 🦁 با لشکریان خود بر مرکب باد 🌬 می گذشت. کشاور…
انتشار: 2026/07/16 11:19 UTC
#داستان زیبا☯️تو هم چون من عاجزی❗️🤲▫️روزی حضرت سلیمان 🦁 با لشکریان خود بر مرکب باد 🌬 می گذشت. کشاورزی را دید که با بیل 🚜 کار میکند و هیچ به حشمت سلیمان و سپاه او نمی نگرد.▪️سلیمان در شگفت شد و گفت: ما از هر جا که گذشتیم کسی نبود که ما را و حشمت ما را نظاره نکند 👀. و پیش خود گفت این مرد یا خیلی زیرک و دانا و عارف است 🧠 یا بسیار نادان و جاهل ....▫️پس فرمان ایست داد 🛑. سلیمان فرود آمد و گفت: ای جوانمرد جهانیان را شکوه و هیبت ما در دل است ❤️ و از سیاست ما ترسند. چون ملک ما را ببینند در شگفت اندر شوند. و تو هیچ بما ننگری و تعجب نکنی؟ و این نوعی استخفاف و بی اعتنائی است که همی کنی.▪️آن مرد گفت: حاشا و کلا که چنان کنم 🙏. چگونه در مملکت تو استخفافی از دل کسی گذر کند. لیکن ای سلیمان من در نظاره جلال حق و قدرت او چنان مستغرق هستم که نیروی نظاره دیگران ندارم 🌌.ای سلیمان عمر من این یک نفس است که میگذرد ⏳ اگر به نظاره خلق آنرا ظایع کنم آنگاه عمر من بر من تاوان بود.▪️سلیمان گفت: اکنون از من حاجتی بخواه اگر حاچتی در دل داری❓🎁گفت: آری حاجتی در دل دارم و مدتهاست که من در آرزوی آن حاجتم و آن این است که مرا از دوزخ رها کن 🔥➡️🌿.▪️سلیمان گفت: این نه کار من است که کار آفریدگار عالم است 🌍.▫️گفت: پس تو هم چون من عاجزی و از عاجز حاجت خواستن به چه روی بود❓❓❓❓▪️سلیمان دانست که مرد هوشیار و بیدار است 🧘. پس او را گفت: مرا پندی ده....مرد گفت: ای سلیمان در ولایت حاظر منگر بلکه در عاقبت بنگر 🔮....▫️ای سلیمان چشم نگاه دار تا نبینی که هر چه چشم نبیند دل نخواهد 👁❤️ و سخن باطل مشنو که باطل نور دل را ببرد .......📚fazayeadaby

