اضطراب بالینی در حجاب اجباری#محمد_موسوی_عقیقی بنا به احتمال خیلی زیادی، در این مثال تجربهای دارید؛…
انتشار: 2026/07/23 07:37 UTCدریافت: 2026/08/15 01:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:04 UTC
اضطراب بالینی در حجاب اجباری#محمد_موسوی_عقیقی بنا به احتمال خیلی زیادی، در این مثال تجربهای دارید؛ اینکه وقتی با خانواده به سفر میروید و رانندگی را برعهده دارید که البته رانندهی خوب و ایمنی هم هستید، پدر خانواده در سمت شاگرد نشسته و به صورت مداوم استرس و اضطراب دارد. یا فرض کنید شما به عنوان فرزند یک خانواده، به صورت مداوم در رفتوآمد هستید و زمان کمی را کنار پدر و مادرتان سپری میکنید، اما والدینتان به جای پرسش از شما با نگاه «نگرانی واقعبینانه»، بنا دارند که با مداخله در رفتوآمد، شما را کنترل کنند. در فرض دیگر، اگر اهل سیگار کشیدن هستید، به این اضطراب خانواده برخوردهاید که چون سیگار میکشید، پس قطعاً / ممکن است به دنبال استعمال مواد مخدر هم هستید / باشید؟این رفتارهای خانواده «اضطراب عدم کنترل بر موقعیت» (Loss of Control Anxiety) نام دارد.این آشفتگی ذهنی یا رفتاری، اگر ذیل «نگرانی واقعبینانه» باشد، در طی فرایند رفع نگرانیها، حل خواهند شد؛ اما اگر واقعبینی کنار گذاشته شود و فرد صرفاً به دنبال کنترلگری باشد تا بتواند خواستهها و باورهای خود را اجرایی کند، «اضطراب بالینی» تعریف میشود.حال به روز و روزگار خودمان نگاه کنیم، جامعه نسبت به افراد یا حاکمیت نسبت به جامعه، چقدر دچار اضطراب بالینی است؟ دو مثال بگویم:(۱) اکثریت جامعهی ایران، باورهای فرهنگی سنتیای به زنان دارد. به عنوان مثال گمان میکند که زنان باید ذیل مرد تعریف شده و او زنان خانوادهی خود را کنترل کند تا سَرکِش نشوند و اگر راهی از آزادی یا استقلال راه هموار کند، زنان بیشتر طلب و ارادهی این دو را میکند.(۲) حاکمیت گمان میکند که شبکههای اجتماعی خارجی، باید از دسترس عموم دور شده و فیلتر شوند؛ زیرا در دسترسی به اطلاعات فراوان، توانایی کنترل جامعه تضعیف شده یا از دست میرود یا فرهنگهای مهاجم، جایگزین فرهنگ مطلوب میشود.در موضوع حجاب که این روزها، هنوز بعد از ۴۷ سال با آن درگیریم، حاکمیت گمان میکند که حجاب زنان و نحوهی پوشش آنها، یا حتی سبک پوشش مردان، باید به هر زوری که شده، کنترل شود؛ از گشت ارشاد تا قوانینِ سخت؛ زیرا اگر پوشش زنان از کنترل خارج گردد، جامعه به سمت برهنگی میرود.البته مسألهی حجاب، امروزه از سمت نهادهای بالادستی نظام، دنبال نمیشود؛ اما گروههایی از طرفداران حاکمیت که اتفاقاً در بخشهای مختلف دارای قدرت سیاسی و تصمیمگیری هستند، هنوز این موضوع را اولویت خود میدانند. اگر کمی به باورهای تند، رفتارهای خشن و خواستههای سرکوبگرانهی این گروه نگاه کنید و حرفهایشان را بشنوید، خواهید دید که آنها به صورت جمعی، دارای «اضطراب عدم کنترل بر موقعیت» هستند؛ یعنی حجاب که برایشان نماد دوست و دشمنی بوده امروزه در رعایتهای جامعه تضعیف یا کنار زده شده و آن دسته از باحجابها که نسبت به این گروه در اکثریتاند، این همزیستی را پذیرفتهاند. از همین رو مدام به دنبال نزاع جدیدی در مسألهی حجاب هستند تا بتوانند کنترل از دسترفتهی خود را در دست بگیرند.اگر کمی با آنها صحبت کنید، خواهید دید که در دلایل خود برای الزام زنان به حجاب، به صورت نَوَسانی میان «قانون»، «شریعت» و «حق اجتماعی»، میچرخند، یعنی با پاسخ در یکی از این وجوه، به دلیل دیگر دست میآویزند، با این نکته که اگر از آنها دلایل موجه و روشمند جامعهشناختی / روانشناختی، حقوقی و دینی را برای دغدغهیشان بپرسید، به عنوان مثال عمدتاً حتی نمیدانند چرا در اسلام باید حجاب برای زنان الزامی و اجباری باشد؟! به عبارتی به دلایلی روی میآورند که به اندازهی کافی و موجه، از آن اطلاعاتی ندارند و صرفاً از روی «اضطراب عدم کنترل بر موقعیت» موضوع حجاب را پیگیری میکنند.البته اگر وجود این اضطراب را برای آنان بپذیریم، نوعی اضطراب بالینی است که برآمده و برساخته از نسلهای گذشته بوده و درون آنان ناخودآگاه شکل گرفته یا تقویت شده است.راه حل چیست؟اگر بپذیریم آزادیِ حجاب ذیل «حق شخصی» (امر شخصی) یا «اخلاق عمومی» (امر اجتماعی» باید تعیین تکلیف شود، اصرار آنان بر کنترل میلیونها زن نقض حقوق فردی یا اجتماعی بوده و از جهت اختلال در همزیستی میان مردم نقض امنیت ملی است و باید این روحیهی کنترلگری اصلاح یا چنین افرادی از نهادهای تصمیمگیرنده کنار گذاشته شوند.🌐 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۴۶✅ t.me/fekr_rak%F0%9F%93%B7 instagram.com/mousavi_aghighii


