⏱ 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۷ --- 2026/06/17 💠 #برنامه_دروب…
انتشار: 2026/06/19 18:58 UTC
⏱ 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۲۷ --- 2026/06/17 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل ❇️🌤❇️ کانال خدام الإمام الحجة روحي فداه @fjir_sidk متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻به علی گفتند چرا؟ فرمود: «این شخص شرّ خود را از مردم کفایت کرده است»، دیدند شمشیر و زره پوشیده و میجنگد، اما آن یکی طلا پوشیده و جلوی زنها خوشحال است، یک نفر میآید او را میکشد و به خونش آلوده میشود و خودش باعث قتل خودش میشود. 🔸برادران، ما هر چیز گردی را گردو فرض میکنیم. اگر مرجع تقلید حرفی زد، میگوییم این کلام خداست و زبانمان را کج میکنیم و برایش قالب جدیدی میسازیم، و اگر دشمنمان حرف حقی زد، میگوییم این باطل است. هیچکدام از این گوسفندان از من نپرسید، گفتم تا اواسط ماه ششم، هیچکدام از شما از جانب من نمیفهمد، خب، از جانب خدا چطور؟ تا بفهمید، اما نمیفهمید.🔸زمانی که گفتم قاسم کشته خواهد شد، شیطان مرا به فراموشی انداخت و باید زودتر میگفتم، کار شیطان بود؛ من میدانستم و مراعات میکردم، اما من از ترس کنار کشیدم، میترسیدم مرا بکشند، چطور درباره قاسم حرف میزنی؟ ما دیگر نیازی به امام مهدی نداریم، ما قاسم را داریم! اگر آمریکا قاسم را بکشد دنیا زیر و رو میشود، یکی از برادران میگوید اگر ضربه بخوری و کشته شوی دنیا زیر و رو میشود؛ به خدا سوگند سبحانالله، یک تیر هم به آنها شلیک نشد، از جانب خدا، از جانب خدا تمام وعدههایشان بر باد فنا رفت یا مثل باد در تورماهیگیری بود، از جانب خدا. 🔸سوال، چرا گفتم شما دو نفر با هم کشته میشوید؟ قضیه جدی بود، تصمیم درباره او و سید علی گرفته شد، شما دو نفر کشته خواهید شد، غزه و هیچکدام از این نامها باقی نخواهد ماند، هان، چطور؟ من، من هیچ چیزی نمیدانم، اگر [غیبگویی و بالا و پایین رفتن قیمتها را] میدانستم میدیدید که مغازهای میزدم و در آن خرید و فروش میکردم و میخوردم و بینیاز میشدم، نه، به حقِ خودتان قسم تا زمانی که او به من نگوید نمیتوانم حرف بزنم، نمیدانم. صراحتی بیشتر از این میخواهید؟ نمیدانم. 🔸خب، روزی از روزها یکی از رهبران عراقی از من پرسید چه کسی نخستوزیر میشود؟ من در تلویزیون از گفتن اینکه نخستوزیر کیست خودداری کردم، همه گفتند آقای سودانی، مالکی یا فلانی میشود؛ من سکوت کردم، او به من گفت ساکت باش، گفتم چرا؟ گفت همان چیزی که به شما گفتم؛ مشخص شد من میدانستم اما حرف نمیزدم، اگر سودانی بود میآمدم و میگفتم سودانی، با حفظ القاب، مالکی که مشاورش میآید. من با وزیران نشسته بودم، در عراق بودم، یکی از نزدیکانش نزد من میآید و میگوید آیا ممکن است با او ملاقات کنی؟ اگر دروغ بگویم پیامش نزد من است و همراهانی که با من قدم میزنند شاهدند، مشاور بیرون میآید و میگوید معقول است با این دجال ملاقات کنی؟ او دو ماه قبل با پسرم ملاقات کرده و کارش را راه انداخته و پسرم پیش او نشسته بود و عکسهای پسرم که با او نشسته موجود است؛ یعنی چون با پسرم ملاقات کردی، پسرش پیاز میفروشد که با او ملاقات کنی؟ این عراقیها را ببینید، مگر به شما نگفتم که دنیا اشتباه است؟ به خدای بزرگ سوگند. فهمیدی چه گفت؟ به من گفت: به تو بگویم این مشاور چه میگوید؟ و گفت: نه، با او ملاقات نمیکنم. من چه تاثیری روی تو دارم؟ و اگر با تو ملاقات کنم چه چیزی به من اضافه میکنی ای ابو اسراء؟ اگر با تو ملاقات کنم دنیا زیر و رو میشود؟ این دلیلی است بر اینکه تو شایستگی نخستوزیری عراق را داری. 🔸فلان رئیسجمهور را ببین، وقتی یکی از دوستان نزدیکش نزد من میآید، نه رئیسجمهور عراق، نه نه او این کار را نمیکند، رئیسجمهورِ راستگو و شیعه است، او مسیحی است، شبانه درِ خانهاش را زد و گفت چرا نیامدی به من تبریک بگویی؟ به او گفتم گفت رئیسجمهور شدم، به او گفتم من امروز آمدم تا با تو همراز شوم ابو اسراء. چه کسی شایسته است که به او رای بدهم؟ به این مسیحی رای میدهم، و اگر انتخابات تکرار شود با تمام قدرتی که دارم علیه شما خارج خواهم شد، دیگر جایی برای خودتان باقی نگذاشتید، نه در قلب من و نه در قلب عراقیها، هرگز. و برای همین، اما دانستم، به حرفها تن دادم، سجادهام را پهن کردم و گفتم: خدای من! ...🔸روزی از روزها فردی نزد امام صادق آمد و گفت خوابی دیدم که مردم وارد بهشت میشوند اما مرا با اینکه بدی نکردهام راه ندادند، امام فرمود: تو به خاطر کار نیکی که مردم برایت انجام دادند تشکر نکردی، پس تو از اهل آتش هستی. برای همین برادران، از جانب خدا، فقط سجادهام را پهن میکنم، دیگر کسی نمیتواند زخمی را که میخواهم مداوا کند، من جز خدا هیچ سلاحی ندارم که با آن بجنگم، و اوست که وقتی بیمار میشوم مرا شفا میدهد و اوست که به من طعام میدهد و سیرابم میکند، دیگر چه دارم؟ دو چیز از همه خطرناکتر است: گرسنگی و بیماری، مگهاینطور نیست؟ و هر کس را که خدا یاری کند هیچ غلبهکنندهای بر او نیست.

