⏱ 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۴/۰۳ --- 2026/06/24 💠 #برنامه_دروب…
انتشار: 2026/06/30 15:50 UTC
⏱ 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۴/۰۳ --- 2026/06/24 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻🔸خب، باقیِ ماجرا، وزیر برای من احکام صادر میکند و به من میگوید تو مدیر کل هستی در حالی که من شایستگی ندارم، من حقیقتاً برای این پست مناسب نیستم، این وزیر اگر فهم و شعور داشته باشد، تصمیمش را تعمیم میدهد، این تصمیم وزارتی را به فلان بخش و به وزارت دارایی میفرستد. مردم نصرت را نمیشناسند و تو میدانی کجا میروی و خدا را میشناسی که همه چیز بر عهده توست. 🔸خب، کسی که نمیداند دهم محرم پنجشنبه است یا جمعه، عدهای میگویند جمعه و عدهای میگویند پنجشنبه، آیا اینها واقعاً پیرو امام هستند؟ نه به خدا، پیرو امام نیستند. آیا معقول است این امام غولپیکر و بزرگ به من بگوید مردم در گمراهی هستند و این بر آنها تأثیر میگذارد؟ 🔸خب، این مردم نمیدانند که محرم در ماه اول است؟ مگر اول محرم نیست؟ آیا حلال و حرام را میشناسی؟ این مردم کدام حلال و کدام حرام را میشناسند؟ این مردم حلال را نمیشناسند، ماه را نمیشناسند، در غیر وقتش روزه میگیرند، در غیر ماهش حرف میزنند. این دلیل بر این است که تو به چه چیزی مجتهدی عزیزم؟ تو به چه چیزی مجتهدی؟ به چه چیزی مجتهدی اگر ماهی را که در آن هستی نمیشناسی؟ به من بگو در کدام ماه هستی و بعد به من بگو من مجتهدم! کدام مجتهد؟ و به من میگویی من به میل خودم حرام میکنم و فتاوی صادر میکنم! کدام فتاوی؟ وقتش گذشته است. 🔸[متاسفانه] تلویزیون، ما را [کنایه، یعنی فتوا دهندهها را] جسور کرده و نوعی وقاحت به ما پوشانده است، چون دروغ شما پوشانده بود زیرا دروغتان هولناک است. ببین، گاهی حماقت با تقیه توجیه میشود، گاهی حماقت با تقیه توجیه میشود. ایران بمباران میکند و میکشد و ما نباید دخالت کنیم، مبادا آمریکا از ما برنجد؛ اگر فساد ما آشکار شود، جد و آبادمان را لعنت میکند. دین تو کجاست؟ 🔸خب، ساحران به موسى و فرعون چه گفتند؟ گفتند هر کاری میخواهی بکن. ما به یقین رسیدهایم! یک نفر از خودتان را به من نشان دهید، همه دولت شما، اگر یکی از شما ذرهای از آنچه ما داریم یقین داشته باشد... ساحران موسی [به یقین رسیدند ]... اما تو از همه خطوط قرمز نزد خدا و نزد امام مهدی عبور کردی. 🔸من وقتی میخواهم بگویم، میگویم ای محمد، ای آفریدگار من! من دلایلی دارم که محمد آفریدگار من است، نه خدا. بله، مگر در قرآن نیست که: «هرگز، ما شما را از آنچه میدانید آفریدیم، پس سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها که ما تواناییمیم»؟ علی به محمد سوگند میخورد، صلوات الله علیهم اجمعین. «و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند، از آنان روزی نمیخواهم و نمیخواهم که مرا طعام دهند». پس سؤال این است، چرا خدا به عیسی اجازه میدهد زنده کند و بمیراند، و خضر بکشد، و ابراهیم چهار پرنده را بردارد و آنها را پارهپاره کند و هر کدام را روی کوهی بگذارد و سپس آنها را صدا بزند و به سویش بیایند؟ سحر است؟ چه میخواهی بگویی؟ این آفریدن در برابر [آفرینندگی] محمد چیز ناچیزی است. کارهایی که عیسی و ابراهیم انجام میدهند، و موسی که دریا را میشکافد، در برابر محمد و عظمت محمد هیچ است. پس محمد کیست؟ او آفریدگار موسی، آفریدگار عیسی، آفریدگار نوح و آفریدگار ابراهیم است، اما آفریدگار علی و فاطمه نیست، زیرا علی و فاطمه و محمد از یک نور هستند، نور خدا. خدا ارتباطی ندارد؛ 🔸و محمد میگوید: «و جن و انس را نیافریدم جز برای آنکه مرا بپرستند، از آنان روزی نمیخواهم و نمیخواهم که مرا طعام دهند». خب، این خالق بالای خالق است و بعد امتحان میکند. وقتی من میآیم و میپرسم تو کیستی؟ میگوید من مهدی هستم. میگویم آقای من، چرا از محمد، از جدت، از فلان و فلان چیزی نمیگویی [روایت نمیکنی]؟ میگوید وای بر تو، من مهدی هستم، مگر من مهدی نیستم؟ من ولایت تکوینی دارم و محمد ولایت تشریعی دارد. 🔸سؤال پیش آمد، به من میگویی از جدم و عمویم و آفریدگارم بپرسم؟ عمو جان، اهل بیت در وضعیتی بودند که هیچکس به حالشان غبطه نمیخورد. یعنی امام صادق وقتی از محمد سخن میگوید، میخواهد محمد را به یاد آنها بیاورد، وگرنه او عاجز نیست که بگوید، اصلاً او نیازی به محمد ندارد، او امام است و نیازی به علی و هیچکس دیگری ندارد، اما برای اینکه به یادشان بیاورد میگوید من فرزند رسول خدا هستم و آنچه نزد رسول خداست نزد من است تا برگردند و به او ایمان بیاورند. خب، اکنون ما ذهنیت بدوی داریم، ذهنیت کامپیوتر و اینترنت داریم. من وقتی پیش کسی میروم که در صحرا شتر دارد، لپتاپت را درآور و بگو بیا به تو نشان دهم، شترها را به تو نشان دهم؛ [خوشحال میشود] اما اگر ساختمانها و برجهای بلند را به او نشان دهی، به آنها نگاه نمیکند و بیزار میشود، اما اگر بیایم و شتر و گوسفند را به او نشان دهم، میدانی چه؟ این شترها و گوسفندها و الاغها -اعزّکم الله- میخورند و میچرند، او از درون شاداب میشود، آرامش

