⏱ 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۰۶ --- 2026/06/27 💠 #برنامه_دروبالرج…
انتشار: 2026/07/01 16:32 UTC
⏱ 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۰۶ --- 2026/06/27 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻من برای شما حقایقی را میگویم که خودم از شما به آنها داناترم، من از شما به آنها داناترم. من مثل بقیه مردم حرف نمیزنم، امام به من چیزهایی گفت که اگر به مرجع گفته بود آن را مینوشت. 🔸من با امام دیدار کردم، در برابر مردم میگویم که با او دیدار کردم، نه یک بار. هرگاه مشتاق او شدم، او را حاضر یافتم، نزدیکتر از پلک زدن. روزی از روزها سید عمار، همین الرضوی، وارد خانه من شد و گفت: «وایسا، وایسا! من بوی عطر عجیب و غریبی استشمام کردم، من این عطر را در کعبه شنیده بودم.» این سید حاضر و محترم و مدیرکل است. به من گفت: «تو را به خدا چه کسی در خانهات بود؟» گفتم: «هیچکس.» گفت: «این عطر را من در آرامگاه پیامبر شنیده بودم، تو کجا بودی؟» گفتم به خدا قسم نه عطری دارد و نه بویش درآمده است. آه، این مرد هنوز زنده است و روزی میخورد، تاریخ نیست، این مرد خودش یک تاریخ ترسناک است، چون مجاهدی است که بر مخالفت و رفض تکیه دارد و هیچ چیز به او ضرر نمیزند، اصلاً و ابداً و ابداً به او ضرری نمیرساند، او بالا میرود و اوج میگیرد و مردم سقوط میکنند و شکست میخورند. 🔸این امر را باید بدانید؛ [اینکه کسی بگوید:] من نایب امامم!! تو نایب امامی، تو نایب عمری، تو نایب عثمانی، تو نایب فلان چیز بیارزشی! همه اینها دروغ است و ربطی ندارد و این خاک پاشیدن در چشمهاست. کسی که نایب امام باشد، بر موج سوار میشود و از غرق شدن نمیترسد. 🔸به سید مقتدی میگویم که مرحله کنونی بسیار سخت و ترسناک است، سیدنا بدان، به خدا قسم اگر اکنون به تو امان دادند، همانطور که جدت حسین فرمود به آنها بگو: «امانی برای شما نیست ای اهل کوفه.» من همان ابو علی هستم که به پدرت گفت کشته خواهی شد. سید عبدالامیر هست، تو میتوانی از او بپرسی، شاید ترسیدی یا کسر شأنت شد که از او بپرسی؟ او نزدیکترین فرد بود، نزدیکتر از سید مصطفى و نزدیکتر از سید... هر روز سید تنها در خانهاش بود. من چطور میدانستم؟ چطور میدانستم هر روز اگر سید میآمد، در حالی که من در منطقه قادسیه بودم و خانه سید در کنار قبرستان بود؟ چطور میفهمیدم امروز آمده است یا نیامده؟ غیر از این بود که سید عبدالامیر هر هفته نزد من میآمد؟ اگر من نمیرفتم، او نزد من میآمد. نه این مردمی که بعداً آمدند؛ نمیخواهم حرف بزنم، اما چون این یک تاریخ است و همه چیز را میداند، حذف شدند و کنار گذاشته شدند، مانند سید مصطفی نعمانی و دیگران، باید کنار گذاشته شوند چون اینها تاریخ را میدانند و باید محو شوند، همین و بس. بر این اساس، مردم باید بدانند که من این حرفها را از جیب خودم در نیاوردم.به سید قائد مجتبی میگویم: تو اکنون رهبر ما و رهبر یک مسیر هستی، بر تو لازم است که با امام ارتباط برقرار کنی، به دنبالش بگرد، او را خواهی یافت. من به تو میگویم به دنبالش بگرد، او را خواهی یافت و اگر او را یافتی، به تو بصیرت خواهد داد و به تو والایی و عظمت خواهد داد و به تو ایمان خواهد داد و به تو حفظ و نگهداری خواهد داد و به تو تقوا خواهد داد و به تو شجاعت قدم گذاشتن در بلا را خواهد داد.سوال: سرور ما، پدرت کشته شود، رهبری کشته شود، مادرت زخمی شود و همسر و فرزندانت—که خدا رحمتشان کند—[کشته شوند] و آنوقت ما با دشمنی که مردم ما را کشته است دست بدهیم؟ آیا انتظار داری که پس از کشته شدن حسین، عباس بتواند با شمر دست بدهد؟ این پاسخ کلی من است؛ ما باید برای بلایی که میآید آماده شویم، برای بلایی که اکنون دشمن با نشست شورای همکاری خلیج [فارس] به همراه بزرگترین یهودی صهیونیست تاریخ یعنی وزیر امور خارجه در حال آمادهسازی آن برای ماست، و این نشست برای تقسیم ایران و نابودی ایران است، با کمک چه کسی؟ با کمک قالیباف و وحیدی. گوش کن من چیزی از جیب خودم نمیگویم، با کمک وحیدی، اسماعیل قاآنی، عراقچی و پزشکیان. تو آزادی، من امروز این را ابلاغ کردم و بر فرستاده چیزی جز ابلاغ آشکار نیست. «یا پنداشتی که اصحاب کهف و رقیم از نشانههای شگفتانگیز ما بودند؟» اگر این آیه را میشناختید... من نمیخواهم رازش را بگویم، رازش ترسناک است. بار خدایا بر علی بزرگ درود فرست. چرا [امام] حسن نفرمود من نایب امام هستم؟ نائب با خلافت فرق دارد؛ خلافت یعنی جانشین من، اما نائب یعنی فاجعه. چرا محمد صلوات الله علیه نفرمود علی نایب من است؟ فرمود جانشین من پس از من است، نفرمود نایب من است؛ نایبی در کار نیست، اینها بدعتهایی از بدعتهای شیعه است. مسئله دوم این است که او امام را نمیشناسد، اگر امام را میشناخت یک دلار هم خمس نمیگرفت، چون این اموال را نمیداند از کجا آمده است؛ پس مگر نباید منبع و منشأ آن را بداند تا آن را بگیرد؟ یا اینکه همهاش را در صندوق بگذارد مانند شیخ محمد اسحاق فیاض [که میگوید] آن را در کیسه بگذارید و من آن را حلال میکنم! اگر این دین در این سطح باشد، پس دین ما
