⏱ 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۲۷ --- 2026/07/18 💠 #برنامه_دروبالرج…
انتشار: 2026/07/18 19:05 UTC
⏱ 📣 کلام منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی شنبه ۱۴۰۵/۰۴/۲۷ --- 2026/07/18 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻 ❇️🌤❇️ خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidkچه کسی مسئول این افتراست؟ آن روحانی، برادرِ ابو هندوانه! ای بابا چرا؟ چون وقتی در کویت است باید سنیها را راضی کند، وقتی در سوریه است باید به سنیها متمایل شود، وقتی در بحرین است باید مدارای سنیها را بکند، در لبنان شرط میکنند بر قاری منبر حسینی که مبادا معترض عایشه، ابوبکر و عمر شوی، دیگر نمیگذاریم سال بعد بیایی، جلوی تو را میگیریم... ای بابا چرا؟ به خاطر وحدت ملی! درحالیکه ابو محمد الجولانی ۱۲۰ هزار نفر را مجهز کرده تا چه کند؟ تا وحدت ملی را به زیباترین شکل به آنها تقدیم کند. 🔸این مردم نادان هستند، و مردم به حساب اهلبیت مرتکب گناه شدند. من اگر به خاطر ایران نبود، آیا ابو محمد الجولانی در سوریه وجود داشت؟ چنگ زدن به باطل، اوج باطل و انحراف از قطبنمای حق، اوج بزدلی است. و کلامی که در پاسخ به کسی که از فاطمه و علی عیبجویی میکند بازگو نمیشود، یقیناً کلامی همراه با سفاهت و پوچی است، هر کسی که میخواهد باشد. این علی بن ابیطالب است که اولاً امکان ندارد اشتباه کند، و امکان ندارد فاطمه که دانشمندِ بیآموزگار است اشتباه کند. خوب، تو که دانشمند هستی باید بدانی این حوادث رخ خواهد داد، پدرت به تو گفته بود، مگر پدرت به تو نگفته بود که پهلویت خواهد شکست و ارثت نابود خواهد شد و علی بن ابیطالب زندانی میشود و او را با بندهایش میبندند و میبرند؟ مگر پدرت به تو نگفته بود؟ خوب، حتی اگر نگفته بود، مگر تو دانشمندِ بیآموزگار نیستی؟ چه چیز تو را وا میدارد که در برابر علی بن ابیطالب با این کلمات وحشتناک فرو بپاشی؟ حاشا بر تو، سپس حاشا بر تو، سپس حاشا بر تو. حاشا بر تو که زمزمهای از تو جاری شود و علی بن ابیطالب کلام تو را چیزی جز گل و ریحان و یاسمن نبیند. در این جا آن برادری پیدا میشود که ابیات شعر را همانطور که دلش خواست بافت و به فاطمه نسبت داد تا گوشهای احمقها آن را بپذیرد، تا گوشهای احمقها آن را بپذیرد. ابوعلی آمد و گفت نه، من کشاورز هستم، درست است، من کشاورز هستم، درست است. ابو الفهد البغدادی در مزرعهاش بین کربلا و نجف کار میکرد، یهودیان نجران آمدند. گفتند شما گمان کردید که... یک اعرابی را دیدند که در راه راه میرفت، گفتند ای برادر عرب، آیا ما را راهنمایی میکنی به کسی که برای ما ثابت کند که یهود... که دانشمندان امت، نه دانشمندان امتی هندوانهای، نه عزیزم. گفت اولاً دانشمندان امت ما هستیم، اما من شما را به بندهای از بندگان دانشمندان امت راهنمایی میکنم که آنجا کار میکند، ما نیازی به او نداریم. این به آنها گفت بروید و بعد من حاجت شما را میدهم. پیش من آمدند و گفتند تو بندهای؟ گفت بله، بندهام، پروردگارم مرا آموزش داد و ادب کرد و ادبم را نیکو گردانید. ابوالفهد میگوید: گفت اگر شما میگویید که دانشمندان امت شما هستید، گفت ما دانشمند نیستیم، دانشمندان محمد و علی و فاطمه هستند، نه ما، اما من بندهای نزد آنها هستم، چه میخواهید تا حاجتتان را برآورده کنم؟ بزرگ آنها گفت ما از تو حاجتی نمیخواهیم. گفت بلکه تو نادانی، به تو میگویم من بندهام و آیه را برایش تکرار کرد: «بندهای از بندگان ما را یافتند». این راهب، این خاخام خیره شد و گفت بگذار ببینیم. گفت موسی با نه نشانه آمد، به ما یک نشانه بده. گفت به بیل من نگاه کنید، آن را در هوا انداخت و ناگهان اژدهایی شد که میدوید. یهودیان نجران سجدهکنان به خاک افتادند. آن را با دستش گرفت و به کارش برگشت و گفت این دست من است که برای بینندگان سفید است، وحی بر من نازل نشده و پروردگارم نگفته است ای موسی نترس که به تو برسند و بیم نداشته باش. گوش کنید ای برادران. برای او سجدهکنان به خاک افتادند و گفتند به پروردگرات ایمان آوردیم، پروردگارت کیست؟ گفت همان کسی که او را در راه، پابرهنه و با لباسهای پاره یافتید، این پروردگار توست؟ گفت بله به خدا، این پروردگار من است یعنی امام مهدی. ما را به سوی او راهنمایی کن، پس آنها را به سویش برد. شیعیان برگشتند، نه، مؤمن به علی برگشتند با تمام آن ایمان، و فاطمه نیاز به دلیلی دارد بر اینکه علی بن ابیطالب نمیتوانست کاری کند؟ درست نیست شیخ ما وائلی، خدا دهانت را سلامت بدارد. مگر برای چند عراقی در خارج کشور نمیخندیدی؟ از این وائلی خواستند که نماز غائب بر محمد محمد صادق صدر بخواند، گفت نه به خدا نماز نمیخوانم، به خدا هر کس در آن زمان از محمد صادق صدر پیروی نکرد، نمازش نزد من باطل است. من از نزد امام خارج شدم، به سوی امام مهدی رفتم تا پیش شما بیایم، عموجان من به هیچکس ایمان ندارم، من سید علی خامنهای وقتی دربارهاش پرسیدم، گفتند لغزشهایشان نزدیک به امام است اما به من نگفت مثل محمد صادق صدر بندهای از بندگان ماست. ببینید، به من گوش کنید.
