⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 #دیشب چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۴ --- 2026/08/05 💠…
انتشار: 2026/08/06 03:32 UTCدریافت: 2026/08/07 07:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 07:35 UTC
⏱ 📣 سخنان کامل منادی بر فراز دمشق 🔰دکتر ابو علی شیبانی 🕰 #دیشب چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۵/۱۴ --- 2026/08/05 💠 #برنامه_دروبالرجاء 📡#شبکه_ماهوارهای_عراقالمستقبل 🤷♂ متفاوت از تمام آنچه تاکنون دیدهاید... 👌🏻 ❇️🌤❇️ خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidkمنتظر باشید که چه بر سر اعراب و منافقین میآید! دوم اینکه امروز من لباس سیاه نپوشیدهام چون خوشحالم، دیگر چهلم حسین تمام شد، اگرچه من همیشه غمگینم. دو نفر خواهند مرد، این دو نفر اصل و اساس مصیبت در جهانِ عرب هستند؛ یکی از شیعیان و یکی از اهل سنت. وقتی بمیرند، منتظر آسمان باشید که چگونه با دودی بزرگ بیرون میآید، بسیار نزدیک است. امروز چه پوشیدهام؟ امروز پنجم ماه است، پنجم، آبی پوشیدهام. منتظر باشید.🔺تماسگیرنده: سلام دکتر یک خواهش ازت دارم، تورو خدا ردش نکن، اگر میتونی انشاءالله...دکتر: ابتدا پیادهروی رفتی؟ رفتی زیارت امام علی؟ زیارت امام عباس و امام حسین؟ همه را زیارت کردی؟دکتر: اصلاً تو اهل کجایی؟ لهجهات مال کجاست؟تماسگیرنده: به خدا دکتر من اهل موصلم، از دشت موصل.دکتر: معلومه، شبکی هستی.تماسگیرنده: ها.دکتر: خوش آمدی، امر کن، یا الله امر کن.تماسگیرنده: بله درسته دکتر، من شبکی هستم.دکتر: خب، امر کن.تماسگیرنده: دکتر جان، من چند تا دختر دارم، تو نمازت برام دعا کن خدا یک پسر به من بده.دکتر: خب بگذار بنویسد، بله حتماً. اسمت و اسم پدرت چیست؟دکتر: تمام شد، فقط اسمت و اسم پدرت چیست؟تماسگیرنده: ازهار، ازهار صادق.دکتر: انشاءالله، انشاءالله خانم ازهار، پسری خواهی داشت به نام محمد و همین امسال به اذن خدا، خوش آمدید.مجری: ممنون از تماست، تیم کاری مشکلت را پیگیری میکند.🔺تماسگیرنده بعدی: سلام دکتر، خدا رفتگانت رو بیامرزه، خدا ازت راضی باشه. ببخشید دکتر، مادرم تقریباً ۷۰ سالش هست.دکتر: بله.تماسگیرنده: زانوهاش اذیتش میکنه.دکتر: پوکی استخوان دارد؟ دیابت دارد یا ندارد؟تماسگیرنده: نه نه، دیابت ندارد.دکتر: از هفته اول [بعد از استفاده داروهای ما] به اذن خدا خوب میشود، خوش آمدید، تماس بعدی: سلام دکتر بیماری دارم که ۳۰ سال است سکته مغزی کرده...و موافقم، وضعیت گذشته... بله، حتی اگر از بیماری ۳۰ سال گذشته باشد، تضمین میکنم. من کاری ندارم، پاهایش از کار افتاده، دستش از کار افتاده، همه اینها خوب میشوند. همه اینها به مجرد اینکه سکته تمام شود و لخته از مغز برطرف شود خوب میشوند؛ پزشک نمیتواند، خوش آمدید.مجری: ممنون از تماست، تیم تولید مشکلت را پیگیری میکند. خب دکتر، انسان چگونه مقام پروردگارش را میشناسد؟دکتر: مقام پروردگارش را با درون خودش میشناسد. چگونه طلا را از نقره تشخیص میدهی؟ خدا به تو عقل داده یا نه؟ چگونه میفهمی این درخت موز است و این درخت انجیر؟ خدا به تو عقل داده است. چگونه مرغ تخم خودش را میشناسد و یکی سمت آب میرود و یکی سمت خشک؟ این مرغ است و تو نمیدانی؟ یعنی تو هیچچیزی نیستی، تو با خلوص کامل جستجو نکردی، ابداً. وقتی پسرت گم میشود بر سرت میکوبی تا بگویی خدایا او را کجا میان زائران پیدا کنم؟ و وقتی او را پیدا کردی قدرت خدا را فراموش کردی که او بود که پسرت را به تو برگرداند، فکر کردی مردم او را آوردند؟ وقتی امام مهدی ببیند صادق هستی پسرت را به تو برمیگرداند، وقتی ببیند صادق هستی به تو میگوید من هستم، نه فقط پسرت. اما ندید صادق هستی، تو آمدهای علی بن ابیطالب را زیارت کنی ولی میروی پوتینِ فلان کس را میبوسی بعد میآیی پیش علی بن ابیطالب، به تو میگوید برو پیش همان!🔺تماسگیرنده: سلام بر منجم.دکتر: خوش آمدید و علیکم السلام.تماسگیرنده: چطوری دکتر؟ انشاءالله خدا حفظتون کنه.دکتر: خادم شما هستم.تماسگیرنده: مصطفی رافع هستم با شما.دکتر: خادمم.تماسگیرنده: میتونم کمی وقتتون رو بگیرم اگر زحمتی نیست؟دکتر: تمام وقت برای توست.تماسگیرنده: خدا حفظت کنه دکتر، من دو تا بیماری دارم، سیاه شدن و تخریب مفصل دارم.دکتر: بله.تماسگیرنده: سه سال هست که اینطوریم و همزمان حالم خیلی ضعیف شده، پس همزمان به امید خدا و امام و شما آمدم و کس دیگری را ندارم.دکتر: نه، نگو به امید خدا و امام، آمدی پیش امام؛ خدا کاری ندارد، اما علی، من بندهای زیر پای خادمان امام هستم و خوب میشوی. به تو تضمین میدهم، نصفش با تو و نصفش با من، و تضمینی به اذن خدا، خوش آمدید.مجری: ممنون از تماست، تیم تولید مشکلت را پیگیری میکند. دکتر، آیا عهد خدا فقط شامل پیمانها و قسمهایی است که انسان با زبانش متعهد میشود، یا هر حقی که شناخته و هر امانتی که بر دوش کشیده و هر تکلیفی که خدا به آن امر کرده، عهدی میان او و پروردگارش است؟دکتر: خب، تو با معاویه عهد بستی و دیدی معاویه پست است، رهایش کردی یا نه؟ تو با یزید عهد بستی همانطور که حر عهد بست یا همانطور که با معاویه عهد بستند و زهیر بن قین بیعت کرد، رهایش کرد یا نه؟ گاهی اوقات رها کردن واجب است، احتیاط واجب. نه مثل باقی آقایان که میگویند مستحب است، نه.
