داستان درویش (فرد فقیر) با بانوی بزرگوار حضرت زینب سلاماللهعلیها سرشار از معانی عمیق و نشانههای گوناگون است. در این ماجرا میبینیم که چگونه آن درویشِ ظاهراً فقیر، با ایمانی خالص و قلبی صفا یافته از غیب خبر میدهد و با یقین کامل میداند که حضرت زینب (س)…داستان درویش و کرامت حضرت زینب (سلاماللهعلیها)شیخ محمد خاطر دربارهی آن شخص میگوید که او درویشی بود، نه یک آدم نادان؛ درویشی اهل معنا بود، ای احمد الجعبار. مطلب این که آن درویش روبهروی شیخ مطراوی نشسته بود و به او گفت: «ای مطراوی، ده جنيه پیش تو هست؟» شیخ پرسید: «برای چه؟» درویش پاسخ داد: «به تو ربطی ندارد؛ داری یا نداری؟» شیخ گفت: «دارم.» 👌توجه داشته باشید که این داستان را کسی نقل کرده که خود شاهد آن بوده و مسئولیت صحت آن تا هنگام دیدار با خدا بر عهدهی راوی است. شیخ از درویش پرسید: «چه زمانی آنها را پس میدهی؟» درویش پاسخ داد: «هفتهی آینده.» درس شیخ روزهای سهشنبه بود؛ بنابراین گفت: «هفتهی آینده انشاءالله در درس سهشنبه میآیم و ده جنيه را میگیری.» درویش گفت: «اگر آنها را نیاوردم [بدان که] عاشقان را حال و احوالی است.» سپس درویش گفت: «اگر نیاوردم سیدهزینب آنها را برایت میآورد.» شیخ با تعجب پرسید: «چه کسی آنها را میآورد؟!!» درویش گفت: «سیدهزینب.» چون عقیدهی او اینگونه بود؛ و بر صاحب عقیده تا زمانی که با قرآن و سنت مخالفت نکند، ایرادی گرفته نمیشود.خلاصه این که آقای شیخ در جمعهی هفتهی بعد و سهشنبهی هفتهی بعد از آن، در میان مردم به دنبال درویش میگردد اما او را پیدا نمیکند. شیخ با خود میگفت: «خدایا ما را پناه ده» و در آن حالتِ درماندگی، کار به جایی رسیده بود که دیوارها از شدت فشار صدا میدادند. در همین هنگام، یکی از کارگران درِ مسجد آمد و گفت: «ای آقای شیخ، زن ناشناسی این پاکت را به تو میدهد.» شیخ پرسید: «این چیست؟!» پاکتی کاغذی بود که دور آن چیزی پیچیده شده بود. کارگر گفت: «میگوید این متعلق به مطراوی است.» شیخ پرسید: «یعنی گفت باید به چه کسی بدهد؟ یعنی گفت به مطراوی بده تا میان مردم تقسیم کند؟» کارگر گفت: «نه، این متعلق به شخص خود توست.» شیخ با خوشحالی آن را در جیب خود گذاشت؛ خلاصه آن را در جیبش گذاشت و رفت. وقتی آقای شیخ پاکت را باز کرد، دید در آن ده جنيه قرار دارد؛ این همان ده جنيهای بود که قرض داده بود. خلاصه، شیخ آن پول را پس گرفت؛ و الحمدلله این روزیِ مطبوعی بود که خداوند آن را رسانده بود.جمعهی هفتهی بعد و سهشنبهی پس از آن فرا رسید و شیخ دید که آن جوانِ درویش سر جای خود نشسته است. شیخ به او گفت: «بیا؛ من انسان صبوری هستم. تو از دو هفته پیش از من ده جنيه گرفتی و گفتی که آنها را پس میدهی، و هفتهی گذشته هر چه به دنبالت گشتم تو را پیدا نکردم.»درویش پاسخ داد: «نه، تو آنها را صد بار میخواهی بگیری؛ مگر سیدهزینب آنها را یک بار برایت نیاورد؟» شیخ از آن روز به بعد سکوت کرد. پس گفت: «برای محبان و اهل محبت، حال و احوالی است»؛ و یقین بدان که قلب وقتی صفا یابد، پر از نور میشود، و هنگامی که پر از نور شد، هیچ خانهای در رفعت باقی نمیماند عضوی در پارلمان مصر روایت کرد که یکی راجع به سیدهزینب گفته است: «مگر مرده میآید و چیزی میدهد؟» اگر سیدهزینب مرده است البته این سخن باطل است]، و این خود دلیلی است بر اینکه او بینا است نه کور. کدام کشوری است که [اهل آن] در خواب به سراغشان آمدند و به آنها گفتند: «من سیدهزینب هستم»؟ دروغگویان و منافقان چنین نیستند؛ با وجود اینکه دین را بزرگ میشمارند، به خدا قسم که ذرهای از دین در دل ندارند، زیرا آنها حتی به درگاه خدا نیز دروغ میبندند تا جایی که دین را به دکان و کسبوکار تبدیل میکنند.به همین دلیل است که هرکس وجه الله را میطلبد و با منکران میجنگد، بوسیله تقوا، پرهیزکاری و صدقه با منکران مبارزه میکند؛ اما شما ابا نکردید جز اینکه بتهایی را عبادت کنید که خود و پدرانتان نامگذاری کرده بودید و آنها را به جای اهل بیت (ع) به عنوان اربابانی برگزیدید، در حالی که آنها هرگز به شما سودی نمیرسانند و تنها ضرر میزنند، چرا که برای خود نیز مالک هیچ نفع و ضرری نیستند. نگاه کن که سیدهزینب چه کرد؛ و این درویشی که آنجا نشسته بود که بود و چگونه میدانست که سیدهزینب آمده و پاکت و این پول را رسانده است، و چگونه ده برابر [یا طلای فراوان] به او عطا کرد؟ چه کسی ده برابر داد و چگونه؟داستان درویش (فرد فقیر) با بانوی بزرگوار، حضرت زینب سلاماللهعلیها، سرشار از معانی عمیق و نشانههای گوناگون است. در این ماجرا میبینیم که چگونه آن درویشِ ظاهراً فقیر، با ایمانی خالص و قلبی صفا یافته از غیب خبر میدهد و با یقین کامل میداند که حضرت زینب (س) پاکتِ حاویِ ده جنیه (پول قرض داده شده) را فرستاده است؛ بلکه حتی فراتر از آن، چند برابر (به تعبیر متن، طلای چند برابر) عطا کرده است.
ترجمهٔ متن تصویر دوماعضای مقیم وابسته به کمیتهٔ کربلا (Residency Members)1. سید علی، شیرازی2. سید محمد تیمور3. شیخ عبدالحسین، شیخالشریعه4. سید هاشم، یزدی5. قاسم علیخان، هندی6. سید محمد حکیم، هندی7. محمد باقر، وکیل راجا ابوجعفر، هندی---کمیتهٔ نجف (Najaf Committee)رئیس: سید محمد حسن محسن، K.B.، نایب کنسول بریتانیا، کربلا.مجتهد-موزعین (Mujtahid-Distributors):1. شیخ محمد حسن جوادَهری2. شیخ فتحالله، شریعت، اصفهانی3. شیخ مهدی اسدالله4. سید احمد، علامه، هندی5. شیخ محمود آقا6. سید جعفر، فرزند سید باقر، بحرالعلوم7. شیخ محمد مهدی، کشمیریاعضای مقیم (Residency Members):1. سید هاشم، هندی2. محمد باقر، وکیل راجا ابوجعفر، هندی3. حاج عبدالرضا، فرزند حاج محمدرضا، شوشَتری4. اسداللهخان، فرزند شاهزاده یزدانبخش5. سید محمدعلی، فرزند سید حسن، کشمیری6. سید جعفر، فرزند آقا سید احمد، شیرازی7. حاج عبدالرحیم، فرزند آقا محمد، بهبهانی۴. خلاصهٔ اقدامات انجامشده بر اساس وصیتنامه«میتوان اقدامات انجامشده بر اساس وصیتنامه (Bequest) را از زمان آخرین گزارش، به شرح زیر خلاصه کرد:الف) سه نوبت توزیع انجام شد که طی آن مجموعاً مبلغ ۷٬۳۰۳٫۳۲ روپیهٔ استرلینگ میان ۴٬۳۷۲ فرد مستحق توزیع گردید، بدون آنکه حسابی از دریافتکنندگان گرفته شود.نخستین توزیع در اکتبر و نوامبر ۱۹۱۲ توسط سید محمد حسن بهتنهایی انجام شد؛ اما توزیع دوم، در آوریل و مه ۱۹۱۳، تحت نظارت میجر اسکات، دستیار مقیم انجام گرفت و من شخصاً بر سومین توزیع که در اکتبر ۱۹۱۳ انجام شد، نظارت کردم.ب) نان رایگان به ارزش ۱۰۰ پوند استرلینگ میان افراد نیازمند در کربلا در ماه رمضان سال ۱۳۳۱ هجری قمری توزیع شد و همین کار در نجف نیز انجام گرفت.ج) تعدادی راهنما (Guides) در بمبئی، بغداد، کاظمیه، مسیّب، کربلا، نجف و سامرا در نظر گرفته شدند تا به زائران هندی ناتوانی که از عتبات مقدسه دیدن میکنند کمک کنند؛ این کار از سال ۱۹۱۰ به همین ترتیب انجام شده است.د) به ۲۰ زائر هندی پول قرض داده شد تا امکان بازگشت آنان به سرزمین خود فراهم شود؛ همچنین به ۱۰۱ حاجی هندی مستمند که در این کشور گرفتار و سرگردان مانده بودند، کمک شد…»❇️🌤❇️خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidk
برگردان نامه کنسول بریطانیا به زبان عربی توسط هوش مصنوعی #توجه: لزوما صحت و واقعی بودن این سند توسط این کانال تایید یا ردّ نمیشود، شما بزرگواران اعضای جستجوگر کانال نیز میتوانید تحقیق فرمایید. ❇️🌤❇️ خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidkترجمهٔ متن تصویر اولشمارهٔ ۱۱۳۷، بغداد، ۱۵ نوامبر ۱۹۱۳از: ج. ج. لوریمر، محترم، C.I.E.، مقیم سیاسی در عراق عثمانی و سرکنسول اعلیحضرت پادشاه بریتانیا، بغداد.به: ج. ب. وود، محترم، C.I.E.، دبیر حکومت هند در ادارهٔ امور خارجی.احتراماً، در تکمیل نامهٔ شمارهٔ ۷۶۴ مورخ ۲۸ اوت ۱۹۱۲ خود، بار دیگر و شاید برای آخرین بار، دربارهٔ موضوع وصیت اوده (Oudh Bequest) به شما گزارش میدهم.اهمیت این وصیت، بهویژه اکنون که تحت نظارت مطمئنتری از سوی این نمایندگی قرار گرفته است، روشن است؛ و این نمایندگی موظف است هر سال گزارشی دربارهٔ آن از سوی مقیم سیاسی ارائه کند.حکومت هند و حکومت اعلیحضرت پادشاه بریتانیا پیشتر، از طریق خلاصهٔ بغداد (Baghdad Summary)، از بسیاری از واقعیتهای مربوط به این وصیت آگاه شدهاند.۲. مشکلات سیاسیای که در سال ۱۹۱۲ مانع اجرای وصیت اوده شده بود، خوشبختانه برطرف شده است. اگرچه جمعیت اتحاد و ترقی سرانجام بار دیگر در قسطنطنیه به قدرت بازگشت، مداخلهٔ رسمی در اقدامات ما از سر گرفته نشده است.البته هیچ تضمینی وجود ندارد که چنین مشکلات سیاسیای در آینده دوباره پدیدار نشود.تا این زمان، تنها نتیجهٔ پایدار مناقشهای که سال گذشته با ولایت روی داد، این بوده است که اتباع عثمانی از مشارکت در ادارهٔ وصیت اوده و بهرهمندی از آن کنار گذاشته شدهاند.مشکلات مربوط به رفتار با اتباع عثمانی، که احمد جمالبیگ هنگامی که والی بود ایجاد کرده بود، از سوی جانشینان مستقیم او برطرف نشد. از دو نفر از آنان بهطور ویژه دعوت شد تا روشن کنند که مشکلات پایان یافته است؛ اما آنان پاسخ دادند که منتظر دستورهایی از قسطنطنیه هستند؛ دستورهایی که هرگز صادر نشد.بنابراین وضعیت همچنان به همان شکل باقی ماند و رعیت ترکِ واحدی که بر اساس وصیت، مجتهد-موزّع (Mujtahid-Distributor) بود، بهطور دائمی با یک رعیت ایرانی جایگزین شد و ترتیبی که قرار بود موقت باشد، به ترتیبی دائمی تبدیل شد؛ بهگونهای که در توزیعهای خیریهٔ مربوط به وصیت، تنها اتباع بریتانیا، ایرانیان و دیگر افراد غیرعثمانی اجازهٔ مشارکت داشته باشند.تقریباً همهٔ عربهای کربلا و نجف از اتباع عثمانی هستند و محروم کردن فقیران آنان از بهرهمندی از وصیت اوده، بهواسطهٔ عملکرد مسئولان ترک، تأثیر ناخوشایندی بر آنان گذاشته است؛ اما این موضوع مربوط به باب عالی است و نه ما.۳. در پایان، موضع مجتهد-موزعینی که دربارهٔ ترتیبات جدید اظهار نظر کرده بودند، همچنان همان موضعی است که هنگام نوشتن نامهٔ شمارهٔ ۷۶۴ مورخ ۲۸ اوت ۱۹۱۲ داشتند. آنان که در آن زمان عملاً مشغول به کار بودند، همگی به دلیل بیماری استعفا داده بودند و سهم خود را بدون هیچ کسر یا تخفیفی دریافت کردند.به دلایل مختلف، از جمله مرگ، در میان مجتهد-موزعین و اعضای مقیم دو کمیتهٔ کربلا و نجف، تعدادی تغییر ایجاد شده است؛ این تغییرات طبق دستورهایی بود که در آخرین توزیع در اکتبر ۱۹۱۳ صادر شد.در حال حاضر، دو کمیته به شکل زیر تشکیل شدهاند:کمیتهٔ کربلا (Karbala Committee)رئیس: سید محمد حسن محسن، K.B.، نایب کنسول بریتانیا، کربلا.مجتهد-موزعین (Mujtahid-Distributors):1. سید علی التجّارونی2. سید محمد باقر، البهبهانی3. شیخ هادی، اصفهانی4. سید محمد، کشمیری5. سید مرتضی حسین، هندی6. سید قبیل آقا، مهدی، هندی7. سید ابن الحسن، هندی❇️🌤❇️خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidk
برگردان نامه کنسول بریطانیا به زبان عربی توسط هوش مصنوعی#توجه: لزوما صحت و واقعی بودن این سند توسط این کانال تایید یا ردّ نمیشود، شما بزرگواران اعضای جستجوگر کانال نیز میتوانید تحقیق فرمایید.❇️🌤❇️خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidkبرگردان نامه کنسول بریطانیا به زبان عربی توسط هوش مصنوعی#توجه: لزوما صحت و واقعی بودن این سند توسط این کانال تایید یا ردّ نمیشود، شما بزرگواران اعضای جستجوگر کانال نیز میتوانید تحقیق فرمایید.❇️🌤❇️خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidk
زلزله ۷ ریشتری 👌«این سند بریتانیایی [که به زودی به کمک هوش مصنوعی به عربی بازگردانده میشود] در ژانویهٔ ۱۹۱۴ میلادی ثبت شده است.نایب کنسول بریتانیا در گزارشی خطاب به وزارت امور خارجهٔ بریتانیا اعلام میکند که تمامی علمای شیعهٔ عرب در عراق، نجف و کربلا با علمای هندی و ایرانی جایگزین شدهاند و آخرین عالم عرب نیز از آنجا خارج شده است.»❇️🌤❇️خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidkزلزله ۷ ریشتری 👌«این سند بریتانیایی [که به زودی به کمک هوش مصنوعی به عربی بازگردانده میشود] در ژانویهٔ ۱۹۱۴ میلادی ثبت شده است.نایب کنسول بریتانیا در گزارشی خطاب به وزارت امور خارجهٔ بریتانیا اعلام میکند که تمامی علمای شیعهٔ عرب در عراق، نجف و کربلا با علمای هندی و ایرانی جایگزین شدهاند و آخرین عالم عرب نیز از آنجا خارج شده است.»❇️🌤❇️خدام الامام الحجة روحي فداه @fjir_sidk