زندگی انسان و/ فرمانروای گرسنگان لئانید آندرهیف 👇 @ForAzadismزندگی انسان و/ فرمانروای گرسنگانلئانی…
انتشار: 2026/07/04 20:49 UTC
زندگی انسان و/ فرمانروای گرسنگان لئانید آندرهیف 👇 @ForAzadismزندگی انسان و/ فرمانروای گرسنگانلئانید آندرهیف آندرهیف به تنهایی برای آگاه کردن همه مردم دنیا کافی بود.این اولین بار است که میخواهم در مورد یک کتاب چیزی بنویسم و پس از دو روز تنها همان جمله اول را که اواسط کتاب یادداشت کردم در ذهن خود دارم.راستش من چندان نمایشنامه نمیخوانم اما اگر آندرهیف یک کتاب فقط ناسزا هم بنویسد آن را میخوانم.کتاب از دو نمایشنامه به نامهای زندگی انسان و فرمانروای گرسنگان تشکیل شده که نمیتوانم بگویم کدام فوقالعادهتر است.زندگی انسان از همان ابتدا فرد را میخکوب خود میکند. انسان و همسر انسان شخصیتهای اصلی نمایشنامهاند که با شوری رعب آور خود را تسلیم هیچچیز نمیکنند. انسان آندرهیف شمعی است که با هیچ بادی خاموش نمیشود و تا موم بر تن دارد میسوزد. گاه چنان زبانه میکشد که همگان به مدح و ستایش او و همسرش یعنی همسر انسان بر میخیزند و گاه موشها خانه و هستی او را زیر آروارههای خود میجوند در حالیکه انسان همچنان چون شمعی خمیده میسوزد. درست همانگونه که خود زیست و آن والاترین مصیبت را به قیمت خمیدگی خود تاب آورد و آن را بارها و بارها در آثارش با ما در میان گذاشت.در نمایشنامه دوم یعنی فرمانروای گرسنگان دیگر ما با یک اثر روانشناختی طرف نیستیم، بلکه با جهانی در جهان خود مواجهیم. با جهان آندرهیف. خیلیها از جمله ماکسیم گورکی به این نمایشنامه ایراد گرفتهاند. هرکه از نگاه خودش و تمام آن نگاهها چنان جزمینگر بودند که متوجه نیستند آندرهیف میخوانند نه پوشکین یا تولستوی. در واقع باید آنقدر آندرهیف را بشناسیم و آنقدر جزمیت را به کنار بگذاریم تا بفهمیم با چه اثر شگرفی طرف هستیم. اثری که به تنهایی برای یک دوران کافی است.در فرمانروای گرسنگان سرخوردگی آندرهیف از شکست انقلاب در سال ۱۹۰۵ کاملا مشهود است، نفرتش از طبقه سرمایهدار و فئودال را پنهان نمیکند و از همه زیباتر نشان میدهد بیچارگی و گرسنگی چه بر سر انسان میآورد. او به ما هیولاها را نشان میدهد هیولایی با کتهای فراک که عصا زنان بر سنگهای مرمر راه میروند و هیولاهایی که جز گرسنگی معنی دیگری در زندگی نیاموختند. او در این نمایشنامه تن به قضاوت نمیدهد و درست اشتباه منتقدانش همین است؛ او آنچه را هست همانگونه به ما نشان میدهد. حرص، بیچارگی و قدرت. قدرت بیچارگان و قدرت توانگران.این کتاب توسط آبتین گلکار با ظرافت خوب و بجایی ترجمه شده و توسط نشر هرمس ترجمه گشته و تنها نقطه ضعفش صحافی بسیار بد کتاب است که از چنین نشر بزرگی بعید بود.لئانید آندرهیف، هرگز تکرار نخواهد شد.#مهدی_آزاد#لئانید_آندرهیف #زندگی_انسان_و_فرمانروای_گرسنگان@ForAzadism