اولین باری که گفتم «من عاشق سوئدم» همین چند روز پیش بود! 😂چهار ماهه که پسرمون سعدی وارد زندگیمون شد…
انتشار: 2026/08/01 08:57 UTCدریافت: 2026/08/11 13:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 13:00 UTC
اولین باری که گفتم «من عاشق سوئدم» همین چند روز پیش بود! 😂چهار ماهه که پسرمون سعدی وارد زندگیمون شده. حالا درسته که دست تنها بچه بزرگ کردن خیلی سخته ولی من و نگار همسرم، روی هم حدود ۱۶ ماه مرخصی والدین داریم!نگار پست داک دانشگاه استکهلم هست و حقوق خوبی داره. من هم شرکت خودم رو اینجا دارم ولی هنوز به درآمد پایدار نرسیدم و بخشی از کارهام همچنان با ایرانه.برای همین هم انتظار نداشتم که دولت سوئد پول خاصی برای مرخصی والدین بهم بده! اما بعد از کلی نامهنگاری، گفتن چون تو شرکت نوپا داری و شرکتت به درد آینده سوئد میخوره این عدد بالا رو بهت میدیم تا با خیال راحت فعلا فقط به بچه فکر کنی و سراغ کار نری!عدد رو که دیدم گفتم: «من عاشق سوئدم!» 😂ولی بعد فرشته های چپ و راستم شروع کردن به دیالوگ برقرار کردن و کوفت کردن لحظه: -این پول از مالیات بقیه میاد! چرا کسی که بچه نداره باید هزینه بچه منو بده؟- اگه جامعه میخواد ۲۰ سال دیگه نسل جدید داشته باشه، نباید بخشی از هزینهش رو هم بده؟بعد یاد اون مدیر ایرانی افتادم که اخیراً توی یه پادکست میگفت: «توی شرکت من کسی حق نداره ازدواج کنه!»ادامه در لینکدین



