خب همینطور که دیدید مولانا مرتب امروز به ما گوشزد میکند که باید «صدق» داشته باشید، باید «استقامت»…
انتشار: 2026/08/20 09:34 UTCدریافت: 2026/08/21 09:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 09:35 UTC
خب همینطور که دیدید مولانا مرتب امروز به ما گوشزد میکند که باید «صدق» داشته باشید، باید «استقامت» داشته باشید در فضاگشایی و راستین بودن، از جنس زندگی بودن، و بدیها را یا همانیدگیها را در مرکزتان نگه ندارید، امتحان خواهید شد. و آخرین بیتی که در قسمت سوم خواندیم، همین بیت بود:امتحان بر امتحان است ای پدرهین، به کمتر امتحان، خود را مَخَر📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۴۶)خود را مَخَر: خودپسندی مکن، خواهان خود مشو.➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖پس اجازه بدهید ادامه بدهیم با قسمت بعدی که هست:«ایمن بودنِ بلعمِ باعور که امتحانها کرد حضرت، او را و از آنها رویسپید آمده بود.»📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۴۷)پس بلعمِ باعور یک شخصی بود زمان موسی که دعاهایش قبول میشد و از امتحانات قبول شده بود، ولی از امتحان نهایی رفوزه شد. و به موسی هم کمک میکرد، بعد با موسی اختلافش شد، بعد از بارگاه فرعون سردرآورد. میگوید که ممکن است رفوزه بشویم. اینهمه زحمت کشیدیم، در امتحان نهایی ممکن است رفوزه بشویم.بَلْعمِ باعور و ابلیسِ لَعینزِ امتحانِ آخرین گشته مَهین📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۴۷)بَلْعمِ باعُور: از پارسایان عهد حضرت موسی(ع)مَهین: خوار و زبون➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖او به دعوی میلِ دولت میکندمعدهاش نفرینِ سِبْلَت میکند📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۴۸)کآنچه پنهان میکند، پیداش کنسوخت ما را، ای خدا رسواش کن📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۴۹)پس بلْعَمِ باعور از پارسایانِ عهد حضرت موسی است. مَهین یعنی خوار و زبون. پس فقط این بیت را بهعنوان اشاره مولانا در اینجا میآورد برای بلعم و همینطور ابلیس.میدانید بلعم که آنطوری رفوزه شد، ولی از امتحانات زیادی گذشته بود که عرض کردم. اینقدر فضاگشا شده بود که دعاهایش مستجاب میشد، دعا میتوانست بکند. و ابلیس هم که شما همهتان میدانید که ابلیس به آدم سجده نکرده و به حرف خداوند گوش نکرده، برای اینکه با ذهنش فکر میکرد و نمیتوانست آن زندگی را در آدم ببیند. این نشان میدهد که ما هم ممکن است که با منذهنیمان بالاخره از این امتحان رفوزه بشویم.«امتحان بر امتحان» همینطور که دیدید، امتحان خداوند با اتفاق این لحظه صورت میگیرد و ما باید فضاگشایی کنیم، هیچ راه دیگری نداریم. پس اگر ابلیس هم فضاگشایی میکرد و با فضاگشایی خداوند را در مرکزش قرار میداد، متوجه میشد که آدم از جنس خداوند است، و به او زنده میخواهد بشود، یا زنده شده و سجده میکرد، همینطور که به خداوند سجده میکرد. ولی او چون هشیاری جسمی داشت، آدم را درست ندید، درنتیجه سجده نکرد.ما هم ممکن است عیبهایی داشته باشیم، همانیدگیهایی داشته باشیم، دردهایی داشته باشیم که مرتب خداوند میگوید این را بینداز، بینداز، بینداز، ما نمیاندازیم.آن چه هست که اگر شما را امتحان کند، نخواهید انداخت؟ شاید هم امتحان کرده بارها و شما نینداختید، و اگر میانداختید، راه باز میشد. یک رنجش است، یک حادثهای است که در آنجا شما اذیت شدید و با سببسازی به آن چسبیدید و آن حادثه را سبب گرفتاری خودتان در این زندگی یا در این لحظه میدانید.بههرحال مرتب این را بالا میآورد که شما بدانید که اگر چیزی در مرکزتان باشد، ناخالص باشید، به آن فضا نمیتوانید راه پیدا کنید. بنابراین شما نباید با منذهنی بسنجید که من باید این همانیدگی را از مرکزم بیرون کنم، اگر بیرون کنم با سببسازی ذهنم این شخص مثلاً پررو میشود یا سوار میشود یا تنبیه نمیشود یا اینهمه بدبختی را این سر من آورده.شما دنبال آزادی خودتان هستید. لزومی ندارد ما برویم جواب مردم را بدهیم یا قانون جبران را اجرا کنیم که شما این کار را کردید، من هم باید این کار را بکنم. نه، این راهش نیست. راهش این است که فضاگشایی بکنید در این لحظه، ببینید که چه را باید بیندازید.همین است که میگویم تمرکز روی خود سخت است. تمرکز ما روی خودمان برداشته میشود و فضاگشایی نمیکنیم، این دو عامل سبب رفوزه شدن ما است. همین دو عامل هم سبب رفوزه شدن همین دو نفر شده. بههرحال میگوید، همین بیت بود دیگر راجعبه بَلْعَم و ابلیس.🔟6️⃣2️⃣ ۴۶ 🔟6️⃣2️⃣