حالا برمیگردیم به قصه، میگوید «او به دعوی میلِ دولت میکند» راجعبه مرد مُسْتَهان، خوار و ذلیلی ح…
انتشار: 2026/08/20 09:34 UTCدریافت: 2026/08/21 09:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 09:35 UTC
حالا برمیگردیم به قصه، میگوید «او به دعوی میلِ دولت میکند» راجعبه مرد مُسْتَهان، خوار و ذلیلی حرف میزنیم که با پوست دُنبه سبیلش را چرب میکرده، میگفته که این چربی که میبینید از غذا چسبیده و من سیرخوردم.معدهاش گرسنه بود، مرتب نفرین میکرد، میگفت که انشاءالله این سبیل تو برکَنده بشود، لاف تو ما را در آتش نهاده، من دارم از گرسنگی میمیرم و تو داری پُز میدهی که من خیلی خوردم، و این منافق بودن است. من که در مرکز تو هستم دارم میمیرم از گرسنگی، از گرسنگی معنوی دارد میگوید درواقع، و الآن تو پُز میدهی.«او به دعوی میلِ دولت میکند»، یعنی با ادعا میل نیکبختی میکند، معدهاش هم که نفرین سبیلش را میکند.بعد میگوید ای خدا، هرچه را که این شخص پنهان میکند، آشکار بکن. «کآنچه پنهان میکند، پیداش کن»، «سوخت ما را»، این با مطرح کردن خودش و پُز دادنش ما را سوخته خدایا، رسوایش کن.این بیت هم مهم است، ما میفهمیم که بالاخره رسوا خواهیم شد اگر در این راه کژ بشویم، باید مواظب باشیم. پس «مَهین» بهمعنی خوار و زبون است. این با مِهین فرق دارد، مِهین یعنی مهم و بزرگ. و یک مَهینی هم داریم که منسوب به ماه است. ولی این از واژهٔ «هُون» است بهنظرم، هُون بهمعنی خوار و ذلیل است آن هم.جمله اجزای تَنَش، خصمِ ویاندکز بهاری لافد، ایشان در دیاند📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۵۰)لاف، وادادِ کَرَمها میکندشاخِ رحمت را ز بُن برمیکَند📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۵۱)وادادِ کَرَم کردن: پس دادن و رد کردن بخشش و عطا➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖راستی پیش آر، یا خاموش کنوآنگهان رحمت ببین و، نوش کن📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۵۲)وادادِ کرم کردن یعنی پس دادن، رد کردن بخشش و عطا. پس «وادادِ کرم» همین مطلبی است که مرتب میگوییم، میگوییم خداوند میدهد، «رحمت اندر رحمت» است، ما پس میزنیم.و «جمله اجزای تَنش خصم ویاند» جالب است! بهجای اینکه اعضای تن ما در خدمت ما باشند، ما بهعنوان امتداد خداوند وارد این بدن شدیم، این بدن و اجزایش باید در خدمت ما باشند. دارد میگوید که تمام اجزای بدنش دشمنش هستند، چرا؟ ناراست است.خب، این بیت مهم است، برای اینکه ما میگوییم به کل نزدیک بشویم، این کل اجزای بدن ما را با خودش هماهنگ کند. «صلوات بر تو آرَم» آن بیت را دارم میگویم. حالا اینجا میگوید که با ناراستیِ ما، اجزای بدن ما دشمن ما هستند. یعنی دارند کژ کار میکنند و میخواهند خراب بشوند. خب معلوم است پس ناراستی ما، از جنس منذهنی ما بودن است، که ما را مریض میکند.جمله اجزای تَنَش، خصمِ ویاندکز بهاری لافد، ایشان در دیاند📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۵۰)این شخص میگوید بهار است، وضع من خوب است، همهچیز خوب است، همهٔ اجزایش در دِی هستند یعنی در زمستان هستند. این به شما اطلاعات نمیدهد؟ آن موقع لافِش، لافِش براساس منذهنی است، لافِش کَرَمهای خداوند را پس میزند، این «رحمت اندر رحمت» را میگوید نمیخواهم. پس این لاف ما است، ادعای دروغ ما است که نمیگذارد منذهنی از بین برود، فضا گشوده نمیشود، ما دریافت نمیکنیم.حالا قبلاً هم گفت که نهتنها دریافت نمیکنیم، وقتی دریافت نمیکنیم، سبب خشکی ما میشود، بیچارگی ما میشود. یعنی اگر کَرَمهای خداوند را دریافت نکنیم، جملهٔ بیت بالا اتفاق میافتد؛ اجزای تن ما همه خراب میشوند.«شاخِ رحمت را ز بُن برمیکَنَد» یعنی اصلاً کمکهای زندگی را صفر میکند، شاخ رحمت خداوند را از ریشه میکَند، یعنی دیگر هیچچیز، هیچچیز به ما نمیرسد. حالا خودش توصیه میکند «راستی پیش آر». خب ما راستی پیش میآوریم واقعاً؟ برای راستی پیش آوردن باید حواسمان به خودمان باشد، چاره نداریم فضا را باز کنیم. منذهنی ما سببسازی میکند. نمیگذارند، مگر میگذارند من میگویند که راستی بکنم؟! آقا همه دروغ میگویند، همه در نفاقاند! خب همه هستند، من هم باید باشم؟! «راستی پیش آر، یا خاموش کن» یا فضا را باز کن مرکز را عدم کن یا حرف نزن. درست است؟ سکوت کن. سکوت که میتوانیم بکنیم.🔟6️⃣2️⃣ ۴۷ 🔟6️⃣2️⃣