در غزل هم بود، میگفت صادقان. علامت جدی بودن گذشتن از خیلی چیزها است، گذشتن از تحریکات منذهنی است…
انتشار: 2026/08/20 09:34 UTCدریافت: 2026/08/21 09:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 09:35 UTC
در غزل هم بود، میگفت صادقان. علامت جدی بودن گذشتن از خیلی چیزها است، گذشتن از تحریکات منذهنی است، تحریکات بیرون است و تحریکات پندار کمال ما و ناموس است. برخوردن به ما، این خیلی سخت است. مردم کارهایی میکنند که به ما برمیخورد و ما به خودمان برنمیگردیم. برای چه این فرمول را اول خواندم؟ که هر چیزی که ما را آشفته میکند، بلافاصله به خودمان برگردیم. و ما برنمیگردیم، تمرکز میکنیم روی آن و اعتراض میکنیم. درست است؟پس «مُستجاب آمد دعایِ آن شکم»، «سوزشِ حاجت» سوزشِ حاجت یعنی سوزش نیازمندی «بِزَد بیرون عَلَم». پس خداوند گفته اگر فاسقی و اهل صنم، اگر بتپرستی، اگر اخلاقت خراب بوده، خیلی کارهای بد کردی، اگر مرا بخوانی، اگر بتوانی بخوانی، یعنی مرکزت را عدم کنی، از جنس من کنی، من اجابت میکنم. برای همین میگوید «تو دعا را سخت گیر و میشُخول» یعنی ناله کن منتها این سه شرط باید باشد. «عاقبت برهاندت از دستِ غول»، یعنی از دست منذهنی تو را میرهاند. و شما حالا جایش نیست، یک جای دیگر مطرح میکنیم این دعا را دوباره که میگوید:نیک بنگر اندرین ای مُحْتَجِبکه دعا را، بست حق بر اَسْتَجِبْ📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۳۰۴)مُحْتَجِب: حجابدار، پنهان➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖میگوید ای کسی که در پرده هستی، خوب نگاه کن که خداوند دعا را بسته بر همان آیه، آیهای که تویَش «مرا بخوانید تا اجابت کنم». ولی اگر با منذهنی دعا کنید که میگوید:بس دعاها کآن زیان است و هلاکوز کَرَم مینَشنَود یزدانِ پاک📚(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۴۰)یعنی با منذهنی دعا کنید، همهاش یا هلاکت است یا ضرر است و خوشبختانه میگوید خداوند آنها را نمیشنود. و این بیت که میخوانیموآن گنه در وی ز جنسِ جُرمِ توستباید آن خو را ز طبعِ خویش شُست📚(مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۳۱۵۲)بیت بسیار مهمی است. بیت بسیار مهمی است که اگر یک عیبی در کسی میبینیم، باید آن عیب را برویم از طبع یعنی منذهنی خودمان بشوییم که مردم حواس ما را پرت نکنند، که برای خودمان دعا کنیم. «تو دعا را سخت گیر و میشُخول». حالا میگوییم اگر شما این سهتا شرط را ندارید، بهتر است دعا نکنید. چونبس دعاها کآن زیان است و هلاکوز کَرَم مینَشنَود یزدانِ پاک📚(مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۴۰)اینها را میتوانید بخوانید، چند بیت بیشتر نیست. و به آن آیه هم بهنظرم اگر اینجا باشد، بله اینجا است.«وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ.»«پروردگارتان گفت: بخوانيد مرا تا شما را پاسخ گويم. آنهایی كه از پرستش من سركشى مىكنند زودا كه در عين خوارى به جهنم درآيند.»🌴(قرآن کریم، سورهٔ مؤمن (غافر) (۴۰)، آیهٔ ۶۰)«پروردگارتان گفت: بخوانيد مرا تا شما را پاسخ گويم» یعنی همین مرا بخوانید بهصورت عدم کردن و از جنس من کردن. او را بخوانید، باید مرکزتان را از جنس او بکنید، این را خواندنِ خداوند است. «پروردگارتان گفت بخوانید مرا تا شما را پاسخ گویم» یا اجابت کنم. دعا کنید درحالیکه مرکزتان از جنس من است، اجابت کنم. «آنهایی که از پرستش من سرکشی میکنند» یعنی مرکزشان را عدم نمیکنند، جسم را میپرستند. «زودا که در عین خواری به جهنم درآیند»، خیلی زود وارد فضای ذهن همانیده و ذهن پُر از درد خواهند شد که همان جهنم است. جالب است. نه؟ پس:گفت حق: گر فاسقی وَ اهلِ صَنَمچون مرا خوانی، اجابتها کُنم📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۵۶)منظورش همان آیه بود. «تو دعا را سخت گیر و میشُخول» ناله کن، گریه کن، «عاقبت برهاندت از دستِ غول». اینجا باید صداقت باشد، همینطور که توی این صحبتها همهاش بوده، «امتحان بر امتحان» که ما صداقت داریم یا نه؟ یا نفاق داریم؟ نفاق مرکز ما از جنس جسم است، زبانمان میخواهد، زبانمان دعا میکند، مرکزمان جسم است. زبانمان دعا میکند، مرکزمان عدم است، این درست است.🔟6️⃣2️⃣ ۴۹ 🔟6️⃣2️⃣