پس بگفتندش که طاوسانِ جانجلوهها دارند اندر گُلْسِتان📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۷۴)تو چنان جلو…
انتشار: 2026/08/20 09:35 UTCدریافت: 2026/08/21 09:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 09:35 UTC
پس بگفتندش که طاوسانِ جانجلوهها دارند اندر گُلْسِتان📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۷۴)تو چنان جلوه کنی؟ گفتا که نیبادیهٔ نارفته، چون کوبم مِنیٰ؟!📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۷۵)مِنیٰ: موضعی است در مکّه که حاجیان در آن محل قربانی میکنند.➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖مِنی که منظور همان مِنیٰ است.بانگِ طاوسان کنی؟ گفتا که لاپس نهیی طاوس، خواجه بوالعلا📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۷۶)بُوالعَلا یعنی عالیمرتبه. مِنیٰ: موضعی است در مکّه که حاجیان در آن محل قربانی میکنند. میدانید. پس بنابراین شغالان به او میگویند که طاووسانِ جان، آدمهایی مثل مولانا جلوه دارند در گلستان. یعنی وجودشان خیلی زیبا است، همینطور که طاووس خودش را باز میکند در گلستان، همهچیزش عالی است و تو هم آنطوری میتوانی جلوه کنی؟ واقعاً آدم سالمی هستی؟ فکرت سالم است؟ تنت سالم است؟ از حس امنیت و نمیدانم آرامش و خِرد و اینها برخوردار هستی؟ اینها را همه نشان میدهی یکجا؟ این زیباییها را میتوانی جلوهگر کنی مثل مولانا؟پس بگفتندش که طاوسانِ جانجلوهها دارند اندر گُلْسِتان📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۷۴)همهٔ طاووسانِ جان مثل مولانا در گلستانِ زندگی جلوه میکنند، باز میشوند و خیلی شگفتانگیز هستند. تو میتوانی آنطوری جلوه کنی؟ گفت نه. من از این بیابانها رد نشده تا به مکه برسم، چهجوری بگویم به مِنیٰ رفتم؟ من هنوز آن زحمت را نکشیدم. به او میگویند «بانگ طاووسان کنی؟» میتوانی مثل طاووس آواز بخوانی؟ مثل مولانا میتوانی شعر بگویی؟ «گفتا که لا» نه! «پس نهیی طاوس، خواجه بُوالعَلا». بُوالعَلا یعنی بلندمرتبه. پس تو طاووس نیستی، چرا میگویی طاووسم؟ درست است؟ آیا آن کسی که طاووس است میگوید من طاووسم، به ژاژ مشغول است؟ تشخیصش با شما است.پس این داستان چه میگوید؟ این داستان میگوید که ما خودمان اولاً نگوییم که طاووس هستم، خوششگون هستم، جواهرفروش هستم، نگوییم خودمان. دیگران هم گفتند که هستید، بگوییم نه. ولی میبینید که این شخص وا نمیایستد، اینقدر علاقه دارد برای مطرح کردن خودش. حالا درست است که مثال شکم و اینها بود در آن پوست و دُنبه و این هم که شغال هست، ولی دراصل مطرح کردن خود بهصورت معنوی است.برمیگردیم به آن مقصود اولیه که ما آیا در آن جهت میرویم؟ در جهت زنده شدن به بینهایت و ابدیت زندگی؟ اگر نمیرویم، باید متوجه باشیم که کدام سمت میرویم. آیا بیشتر بهسوی انقباض میرویم؟ انبساط میرویم؟ حالا اگر حواس ما به خودمان باشد، متوجه میشویم. لحظهبهلحظه حواسمان به خودمان است. آیا مواردی پیش میآید که ما خودمان را مطرح میکنیم؟ یا وقتی پیش میآید که خودمان را مطرح کنیم، مینشینیم و هیچ حرفی نمیزنیم خودمان را بیان نمیکنیم؟و همینطور مرتب گفته که امتحان خواهیم شد. آیا در این لحظه من دارم امتحان میشوم، میفهمم، میبینم در چه موردی دارم امتحان میشوم؟ اگر حواسم به خودم باشد، فضاگشا باشم، میبینم که «گر نبودی امتحانِ هر بدی»، اگر امتحان بدی نبود، هر کسی میگفت من رُستم هستم.خِلعتِ طاوس آید ز آسمانکِی رسی از رنگ و، دعویها بدآن؟📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۷۷۷)خلعتِ طاووس از طرف زندگی میآید، از طرف خداوند میآید. از همانیدگی با رنگها، با چیزهای مختلف و ادعاها بدآن نمیشود رسید. درست است؟ این لباسی که اسمش حضور است، بهوسیلهٔ زندگی برای ما دوخته میشود. در آنجا هم گفت کهچون کند دعویِّ خَیّاطی خَسیافکند در پیشِ او شَه، اطلسی📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۶٨۴)پس درس امروز مولانا میبینید که راجعبه صدق داشتن بود، از بین رفتن ریا بود، صداقت بود، امتحان بود و جدی بودن در این کار بود که حوادث ناگوار حواس ما را نمیتواند پرت بکند.خب اجازه بدهید به همینجا بسنده کنیم. بهاندازهٔ کافی خواندیم امروز، احتمالاً شما هم خسته شدید و مثنویهای دیگر هست که من فکر میکنم خسته شدیم، دیگر بهتر است به همینجا بسنده کنیم.🔟6️⃣2️⃣ ۵۲ 🔟6️⃣2️⃣