🇮🇷آنایوردوم قالقاچی 🇮🇷 @ghalghachiروایتی از شکوه یک سردار؛به یاد شهید دلاور: موسی زالسلام بر تو ای…
انتشار: 2026/07/28 05:41 UTCدریافت: 2026/08/01 00:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:04 UTC
🇮🇷آنایوردوم قالقاچی 🇮🇷 @ghalghachiروایتی از شکوه یک سردار؛به یاد شهید دلاور: موسی زالسلام بر تو ای سردار افتخارآفرینِ دیار قالقاچی؛ و درود بیپایان بر ارواح پاکِ مادران شهیدپرور این آبوخاک، بهویژه مادر صبور و دلسوختهات، مرحومه حاجیه خانم صفیه عبداللهی.ای فرماندهی شجاعِ شبهای تاریکِ گردان جندالله؛ هنوز هم پس از گذشت سالها، تصویرِ مراسم بدرقهی بینظیر و باشکوهت در برابر چشمانم موج میزند. به یاد دارم در آخرین روزهای خردادماه، زمانی که ما را از مدرسه برای تشییع پیکر پاکت به آرامستان روستا آورده بودند، کودکانه و مات و مبهوت به آن عظمت نگاه میکردیم. جمعیتی بیشمار از گوشهگوشهی استان آمده بودند؛ نوای طبلی که به افتخار تو نواخته میشد، شیونهایی که تا هفت آسمان میرفت و آه و نالهی فراقی که در میان بیتابیِ خانواده و اهالی روستا بیداد میکرد، روایتی از یک حماسهی ماندگار بود.اکنون، هرگاه گذر زمان مرا به زیارت اهل قبور میکشاند و از دور ضریح غریبانه و ساده ات را در مزارستان روستا مینگرم، آن خاطرهی حزنانگیز زنده میشود؛ اما در پسِ این اندوه، قصهی عشق تو به وطن و شجاعتهای سربدارانهات، شیرینیِ غرورانگیزی بر دل مینشاند.پسر عموی عزیزم آقامعلی محمودی، از رزمندگان و شاهدان عینی آن دوران که دوران سربازیاش را در همان منطقه سپری میکرد، راویِ صادقِ دلاوریها و خلوص توست. او چنین روایت میکند:«در تیرماه سال ۱۳۶۷، در همان روزهای ابتدایی سربازی و ورودم به منطقهی "لولان" _ محور عراق-اشنویه_ از شهید آقا مهدی که فرماندهِ آن محور بود، سراغ موسی زال را گرفتم. ایشان با لبخندی پرسید: "شما از روستای قالقاچی هستید؟" و سپس ادامه داد: "موسی بو داغلارین لوتی سی دی . تنها یک ماه بعد، همان آقا مهدیِ عزیز (فرمانده قرارگاه ) به فیض شهادت نائل آمد و این پیکر پاک او بود که بر دستان پرمهر شهید موسی زال از منطقه به عقب بازگردانده شد.»آقای محمودی از صمیمیتِ خاکی و برادرانهات نیز یاد میکند؛ از آن نیمهشبی که در حال خواندن اسامی پانزده رزمنده برای اعزام به یک مأموریت بود و تو از پشت سر، دستانت را بر چشمانش گذاشتی و او را تنها از طنین صدایش شناختی. انگار کل همروستاییان و فامیل در کنارش ایستاده باشند . مهرِ تو چنان در دل همرزمانت ریشه دوانده بود که پس از پروازت، همرزمان اردبیلیات در شهر خودشان، برای فرماندهی محبوب، شجاع و خاکیِ خویش، سه روز مجلس عزای برپا کردند و در روز چهلم نیز، مجلسی باشکوه به یادت آراستند. اوج این دلدادگی و کرامت را میتوان در ارادت آقای «حسینپور» از خطهی نقده دید؛ همرزمی که در پیادهروی اربعین سال ۱۴۰۱، به نیابت از تو و با همراه داشتنِ عکست، زائر کوی اباعبدالله الحسین (ع) شد. و چه شایسته است که روزی در یادوارهی شهدای روستا، پای صحبتهای او بنشینیم تا از ارادتش به تو و کراماتت بگوید.راستی سردار... تو حقیقتاً چه کسی بودی؟تو از جنسِ این زمین نبودی که با خاکیان همسفره بمانی؛ جایگاه تو، همنشینی بر خوانِ پرنعمت سالار شهیدان، شهدا و بهشتیان بود. اخلاق، کردار و اخلاص تو را نه فقط اهالی قالقاچی و انزل، که تمام همرزمانت از جایجای ایران ستودند و عاشقانه به خاطر سپردند.درود بر مرام و جوانمردیات،درود بر ایستادگی و صلابتت،درود بر خاکِ پاکی که دلاوری چون تو را در دامان خود پروراند،و هزاران درود بر آن مادرِ بهشتی که با عشقِ سیدالشهدا (ع)، درس آزادگی را در وجودت نهادینه کرد.روحت شاد و یادت تا ابد گرامی بادمتن زیبا و عالی ارسالی از《محمودی》🇮🇷آنایوردوم قالقاچی 🇮🇷rubika.ir/ghalghachii

