وقتی که خواب نیست ز رؤیا سخن مگو آنجا که آب نیست ز دریا سخن مگو پاییزها به دور و تسلسل رسیدهاند از…
انتشار: 2026/07/28 11:15 UTCدریافت: 2026/08/12 18:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 18:46 UTC
وقتی که خواب نیست ز رؤیا سخن مگو آنجا که آب نیست ز دریا سخن مگو پاییزها به دور و تسلسل رسیدهاند از باغهای سبز شکوفا، سخن مگو دیری است دیده، غیر حقارت ندیده است بیهوده از شکوه تماشا، سخن مگو ظلمت صریح با تو سخن گفت، پس تو هم از شب به استعاره و ایما، سخن…تا بياويزند از اينان، آرزوهای مراجابهجا در باغ ويران هر درختی دار شدزندگی با تو چه کرد، ای عاشق شاعر! مگرکان دل پر آرزو، از آرزو، بيزار شدبسته خواهد ماند اين در، همچنان تا جاودانگرچه بر وی کوبههای مشتمان رگبار شد🖋️ #حسین_منزوی 🆔 @ghazalvare