آقا جان...چرا از کربلا دل نمیکنی؟سالها حسرت زیارت، در دلِ صبورت ماند؛ سالها نامِ کربلا را با اشک…
انتشار: 2026/07/08 21:23 UTC
آقا جان...چرا از کربلا دل نمیکنی؟سالها حسرت زیارت، در دلِ صبورت ماند؛ سالها نامِ کربلا را با اشک زمزمه کردی، و امروز... گویی خودِ کربلا، تو را در آغوش کشیده است.انگار این بار، رفتنت عجلهای ندارد... مگر میشود کسی پس از این همه دلتنگی، به این زودی از کنار حرم دل بکند؟در خیال من، امشب کربلا حال و هوای دیگری دارد؛ گویی حضرت اباعبدالله علیهالسلام مهمان خویش را به آغوش مهر فراخوانده و میفرماید:«خوش آمدی... سالها منتظر این دیدار بودیم.»آقا جان... هرچه تشییع در کربلا طولانیتر میشود، دلها بیشتر باور میکنند که عشقِ دیرینهات به این سرزمین، پایانی جز وصال نداشتالسلام علیک یا اباعبدالله، و سلام بر مهمانِ کربلا✍🏻 حمید بخشعلی زاده #باید_برخاست #گیلان_پرس 🇮🇷 @Gilan_Press




