این سازش پلید و ناجوانمردانه یک بار دیگر همانند هزار باری که تاریخ ایران به یاد دارد نشان داد که بی…
انتشار: 2026/06/22 21:24 UTC
این سازش پلید و ناجوانمردانه یک بار دیگر همانند هزار باری که تاریخ ایران به یاد دارد نشان داد که بیگانگان ، هیچگاه دلشان برای کشور مغلوب و شکست خورده نمی سوزد و دشمنی ، در نهاد هر بیگانه ای پنهان است و این دشمنی ، هنگامی آشکار می شود که کشور مورد نظر آنها ، ناتوان و از هم پاشیده باشد ، و هنگام ضعف و زبونی است که می توان چشم های نامحرم را ، در نگاه این بیگانگان تماشا کرد پس از این بذل و بخشش های ناجوانمردانه ، سپاه عثمانی به تبریز رسید و برای مردم شهر پیام فرستادند که ما هم زبان و از تیره و تبار شما هستیم و در پی آن هستیم که با هم یک ملت باشیم ، اما تبریزیان پاسخ دادند درست است که ما هم ، ترک زبان هستیم ولی نیاکان و نژاد ما ایرانی و آریائی است و هرگز به هیچ بیگانه ای اجازه ورود به شهر خود را نمی دهیم ، این درخواست و پاسخ عثمانیان و مردم تبریز چند بار تکرار شد تا اینکه فرمانده ترک قسم خورد شهر تبریز را با خون تبریزیان رنگین میکند ، جنگ خونینی درگرفت ، مردم دلیر شهر تبریز با داس و دشنه و تبر و گرز و چوبدستی از یکطرف و از طرف دیگر سربازان عثمانی با جنگ افزارهای پیشرفته به جان هم افتادند ، تبریزیها دیوانه وار و دلاورانه می جنگیدند بطوریکه نیروهای عثمانی را با خفت تمام در بیرون از شهر زمین گیر کردنداز سوی دیگر مردم همدان نیز ، همین کار را با روس ها کردند و در آنجا نیز مردم شهر ، از جان گذشته و با دست خالی به سربازان امپراطور روس درسی فراموش نشدنی دادند و بسیاری از آنها را کشتند تا جایی که فرمانده نیروهای روس ناگزیر از فرماندهی کل ، درخواست نیروی کمکی کرد ، پس از آمدن نیروهای کمکی ، روس ها در یک تاخت و تاز وحشیانه و ناجوانمردانه به جان مردم شهر افتاده و جان و مال و ناموس را به باد داده و بسیاری از مردم و دلاوران شهر ، به خون غلطیدند در این اوضاع نابسامان ایران ، که روسها از شمال و عثمانیها از غرب و شمال غرب ، هر یک سهم خود را برداشته بودند ، ازبک ها که موقعیت را مناسب می دیدند با پانزده هزار نیرو از شمال خراسان به طمع تسخیر مشهد به سوی ایران هجوم آوردند و شهرها و روستاهای شمال را مورد تاخت و تاز و نهب و غارت سهمگین خود قرار داده بودند ، آنها پس از تصرف آبادی ها و شهرهای اطراف ابیورد در حالیکه هیچ نیرویی را در مقابل خود نمی دیدند تصمیم گرفتند با تمامی سپاه پانزده هزار نفره خود ، شهر ابیورد را نیز تصرف و ضمن غارت ، آنرا ضمیمه خاک خود کنند در تاریخ آمده ازبکان هر روستا و آبادی را که تصرف می کردند برای اینکه از پشت سر ، خیالشان راحت باشد خانه ها را می سوزاندند و چاههای مردم را با گچ و ساروج (ماده ای شبیه به سیمان) پر می کردندو این گونه بود که نادر که فقط سه هزار سرباز در اختیار داشت برای اولین بار در بوته آزمایشی سخت با ازبکان قرار گرفتپایان قسمت سوم📙📘#ثباتـازـطریقـقدرت#نشریه_گیل_رخ @gilrokh3




