#شعر ای کمانابرو به عاشق کن ترحم گاه گاهیور نه روزی بر جهد از قلب مسکین تیر آهیآفتابا از عطوفت، ب…
انتشار: 2026/07/08 21:24 UTC
#شعر ای کمانابرو به عاشق کن ترحم گاه گاهیور نه روزی بر جهد از قلب مسکین تیر آهیآفتابا از عطوفت، بخش بر جانها فروغیپادشاها از ترحم، کن به درویشان نگاهیگر گنه باشد که مردم برندارند از تو دیدهدر همه عالم نماند غیر کوران بی گناهیمن کیام تا دل نبازم پیش چشم کینهجوبتکاین سیه با یک اشارت بشکند قلب سپاهیبینمت چونان که بیند منعمی را بینواییرانیام چونان که راند بندهای را پادشاهیگفتم از بیداد زلفت خویشتن را وارهانماشتباهی بود لیکن بس مبارک اشتباهیگر به چاه افتند کوران، عذرشان باشد ولی منبا دو چشم باز رفتم، تا درافتادم به چاهیچهرهام کاهی از آن شد، کز تب عشق تو هر دمآنچنان لرزم که لرزد پیش بادی پرکاهیدلبرفتازدستو ترسمدررهعشقتوجان همترک من گوید بزودی، چون رفیق نیمهراهیجادویی کردند مردم، تا سیه شد روزگارماندرین دعوی ندارم غیر چشمانت کواهیمعجر است آن پیش رویت، یا سیهدود دل منیا به پیش ماه تابان پارهٔ ابر سیاهیچون «بهار» از عشق خوبان سالها بودم گریزانعاقبت پیوست عشقم رشتهٔ الفت به ماهی🤍#نشریه_گیل_رخ @gilrokh3




