در این جنگ توپخانه و ساز و برگ و تجهیزات سبک و سنگین و خواربار و آذوقه ایران ، همه به دست ترکها افت…
انتشار: 2026/07/14 19:45 UTC
در این جنگ توپخانه و ساز و برگ و تجهیزات سبک و سنگین و خواربار و آذوقه ایران ، همه به دست ترکها افتاد و سه هزار ایرانی به اسارت درآمدند و بیست و پنج هزار نفر کشته شدند ، ترکها نیز در این جنگ ، بیست هزار کشته دادند شب فرا رسیده بود در حالیکه پیکر بی جان چهل و پنج هزار سرباز ایرانی و ترک در دشتی پهناور ، در کنار هم آرمیده بودند ، اینها همگی شب پیش زنده و تندرست با یکدنیا امید و آرزو در بین دوستانشان بسر می بردند و اما امشب ، آسوده و آرام ، بی آنکه دیگر نشانی از دشمنی در میان آنها دیده شود برای همیشه در کنار هم ، خفته بودنددر آنسوی میدان نادر شکست خورده ، زخمی و خسته در چادر خود ، سر در گریبان غم و اندوه فرو برده بود و از درد زخم ها ، به خود می پیچید ، نادر در همان حال که طبیب اردو در حال بستن زخم ها و جلوگیری از خونریزی بود دستور داد سریعا پیکی به سوی بغداد اعزام و به نیروهای محاصره کننده اخطار شود هر چه زودتر دست از محاصره بغداد برداشته و بسرعت عقب نشینی کنند از اینطرف سرداران پیروز عثمانی برای عرض تبریک به چادر توپال عثمان پاشا رفتند و هر کدام برای خوشامد توپال عثمان مطلبی می گفتند ، در این میان توپال عثمان رو به سردارانش گفتمن در تمام جنگهائی که تا بحال داشته ام چنین جنگجوی دلاور ، و چنین سربازانی فداکار را ، در هیچ جائی ندیده ام ، نادر دو بار زخم برداشت و از اسب فرو افتاد ولی با روحیه و اعتماد به نفسی مثال زدنی دوباره برخاست و فرماندهی خود را از سر گرفت و اگر گرد و خاک و تشنگی سربازان نادر ، به کمک ما نیامده بود شکست ما هم از این مرد خستگی ناپذیر ، دور از انتظار نبود ، توپال عثمان از اینکه نادر زنده مانده بود ابراز شادمانی کرد و گفت که دلبستگی شدیدی به نادر در قلب خود احساس می کند توپال عثمان پاشا هم سریعا پیکی را روانه بغداد کرد تا شکست نیروهای ایران را به احمد پاشا گزارش نماید ، هر دو پیک ایران و عثمانی هر کدام جداگانه و با دو پیغام متفاوت بسوی بغداد روانه شدند ، منطقه هر لحظه آبستن حوادث جدیدی بود و بسته به این بود ، کدام پیک ، زودتر به خود را به بغداد برساندپایان قسمت بیست و سوم#نشریه_گیل_رخ @gilrokh3




