#شعر باز هم امشب میان کوچه ها راهی شدمبیقرار و مضطرب چون کفتر چاهی شدمبادوچشم خیس گشتم کافه هاراتک…
انتشار: 2026/07/29 20:50 UTC
#شعر باز هم امشب میان کوچه ها راهی شدمبیقرار و مضطرب چون کفتر چاهی شدمبادوچشم خیس گشتم کافه هاراتک به تکشیشه ی احساس من از دوریت خورده ترکدوری و شب ها به یادت تا سحر هق میزنمگاه گاهی ناله بر این قلب سرتق میزنمکاش می شد روزی از این روزها می دیدمتمثل گل از دامن گلدار خود می چیدمتناامید و خسته و در مانده و بی حوصلهباز هم با یاد تو افتاده در دل ولولهباز میگردم مسیر خانه را با درد و غماشک میریزم چو باران بهاری دم به دممی نشینم منتظر تا که سر آید انتظارتا بگیرم در بغل آغوش پر مهر نگارنیستی باید به فکر چاره باشم بعد از اینمرگ باشد چاره ی غم های من تنها همین#صادراتـنفتوگازمنطقهیابرایهمهیابرایهیچکس#نشریه_گیل_رخ @gilrokh3

