ازدواجی که در سایهی اجبار، شتاب و اضطراب شکل میگیرد، اغلب پیش از آنکه «پیوند دو انسان» باشد، تلا…
انتشار: 2026/07/08 08:51 UTC
ازدواجی که در سایهی اجبار، شتاب و اضطراب شکل میگیرد، اغلب پیش از آنکه «پیوند دو انسان» باشد، تلاشی است برای خاموشکردن یک تنش جمعی؛ تنشی که در مرز میان خواستههای فرد و انتظارهای خانواده جریان دارد. 🌿در زبان «تئوری انتخاب» ویلیام گلسر، انسان همواره در حال انتخاب است، اما کیفیت این انتخابها زمانی معنا پیدا میکند که از دل «مسئولیتپذیری آگاهانه» بیرون آمده باشند، نه از دل ترس. ترس از دیر شدن، ترس از قضاوت، ترس از جا ماندن. وقتی انتخاب، محصول ترس باشد، رابطه نیز از همان ابتدا حامل نوعی ناایمنی درونی خواهد بود؛ گویی بنیان آن نه بر میل، بلکه بر اضطراب بنا شده است.از منظر روانکاوانه، فشار برای ازدواج زودهنگام را میتوان نوعی «درونیسازی صدای دیگری» دانست؛ جایی که سوپرایگو (صدای بایدها و نبایدهای والدین، فرهنگ و اجتماع) جای خواستِ اصیل فرد را میگیرد. در چنین وضعیتی، فرد نه با «میل» خود، بلکه با «باید» زندگی میکند. و هر جا باید غالب شود، میل یا خاموش میشود یا به شکلی ناآرام در پسزمینه باقی میماند؛ به صورت تردید، دلزدگی یا نارضایتی مزمن در رابطه.گاهی ازدواج در این شرایط، تلاشی ناخودآگاه برای رهایی از فشار روانی خانواده است؛ نوعی سازش که در ظاهر «انتخاب» به نظر میرسد، اما در عمق، نوعی تسلیم است. در اینجا رابطه زناشویی از همان آغاز، بار یک ناتمامماندگی را حمل میکند: ناتمامماندگی🌱مرکزمشاوره گفتمان@goftemanclinic

