وقتی چیزی در زندگی ما به پایان میرسد، احساس میکنیم جهان متوقف شده است. در آن لحظات سنگین، ذهن فقط ی…
انتشار: 2026/07/15 07:18 UTC
وقتی چیزی در زندگی ما به پایان میرسد، احساس میکنیم جهان متوقف شده است. در آن لحظات سنگین، ذهن فقط یک دیوار بلند و بنبست تاریک میبیند و تصور میکنیم همه چیز تمام شده است.این یک خطای طراحی تکاملی در مغز ماست. ذهن برای محافظت از ما، فقدان را با صدای بسیار بلندی مخابره میکند و خطر را بزرگتر از چیزی که هست نشان میدهد. به همین دلیل، درد ناشی از پایان یک رابطه، یک مسیر یا یک دوره از زندگی، آنقدر پررنگ میشود که توانایی دیدن فرایندهای پنهان را از ما میگیرد. ما در سوگ آنچه از دست رفته غرق میشویم و نمیبینیم که دقیقا در همان تاریکی مطلق، زندگی در حال چیدن قطعاتی جدید است.قرار نیست در اوج درد، به زور لبخند بزنیم و منتظر معجزه باشیم. سوگواری برای پایانها حق طبیعی ماست و باید آن را زندگی کنیم. اما میتوانیم در کنار این سوگواری، پنجره کوچکی برای یک احتمال باز بگذاریم؛ احتمال اینکه شاید این ویرانی، در حال خالی کردن فضا برای بنایی تازه است. گاهی تنها کاری که از ما برمیآید این است که به زمان اجازه دهیم آرام و بیصدا کارش را بکند تا روزی به عقب نگاه کنیم و ببینیم آن پایان تلخ، پیشنیاز یک آغاز ضروری بود.🌱مرکزمشاوره گفتمان@goftemanclinic

