ڪاش میﺷﺪ ﯾﮏ صبح، ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ: ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ِﭘـُر ﺁﻣﺪﻩ ﺍم.. ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ .. ﺑﺎ ﻗﻠﺐ ﻫﺎﯾﯽ ﺁ…
انتشار: 2026/08/17 04:05 UTCدریافت: 2026/08/17 04:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 04:45 UTC
ڪاش میﺷﺪ ﯾﮏ صبح، ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ: ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ِﭘـُر ﺁﻣﺪﻩ ﺍم.. ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ .. ﺑﺎ ﻗﻠﺐ ﻫﺎﯾﯽ ﺁﮐﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ ..
پستهای تلگرام — کانال گلستان شعر📕وآهنگ🎧
هرروزصبـــــــح دو رڪعت « دوستت_دارم » را اقامـــــــه میڪنـــم قُربــةً اِلی العشـــق#مریــم_رضایـی𝄠💕🍃💙🍃💙🍃💙🌼🌸
آمدی در دل و برخاست به تعظیم تو جانبنشین، ورنه محال است که جان بنشیند#شاپور_تهرانی𝄠💕🍃💙🍃💙🍃💙🌸🌼
🌹﷽صبحی مبارک ست نظر بر جمال دوستبر خوردن از درخت امید وصال دوستبختم نخفته بود که از خواب بامدادبرخاستم به طالع فرخنده فال دوستسعدیسلام✋روزتان بخیرزندگی تان پر از معجزه🍃دردپنهان به تو گویم که خداوند کریمییا نگویم که تو خود واقف اسرار ضمیریدست در دامن عفوت زنم و باک ندارمکه کریمیوحکیمیوعلیمیوقدیریخالق خلقو نگارندهٔ ایوان رفیعیخالق صبحو برآرندهٔ خورشید منیریسعدیپروردگارا ..به ما بیاموز که دل آدم عصاره وجود توست،حرمت دلها را از یاد نبریم...بیاموز که دوست داشتن رافراموش نکرده و آن هایي که دوست مان دارند را از یاد نبریم...بیاموز که سوگند راست بودندروغ مان را به نام تو نسازیم...و بیاموز همان باشیم که قولش را به تو داده ایم ...آمیـن
چقدر در قالب تو سُرودن دشوار است برایم...من چگونه در اندکی بیتیک جهان ، دوستت دارم را بگُنجانم! 🫧⃝☕️┄༅═┅┄
