با دل تنها قدم در زیر باران میزنم درد و غم را در غزل با قلب سوزان میزنمشانہ ی تنهاییم سر مے گذارم…
انتشار: 2026/06/19 21:22 UTC
با دل تنها قدم در زیر باران میزنم درد و غم را در غزل با قلب سوزان میزنمشانہ ی تنهاییم سر مے گذارم تا سحرپرسہ درپسڪوچہ های درد هجران مے زنماین منم با دل درمانده بہ صحرای جنونآخر از این زندگی روزی بیابان مے زنمپیچ زلفان سیاهت شانه های شب بریزحرف عشقم در غزل با چشم گریان مے زنمواژہ های عاشقانہ پشت پلڪت ماندہ استپایه های شعر را از نبض جانان مے زنمدر غمت آب از سرم رد شدہ درمان نیز همبیهودہ من دست و پا از بهر درمان مے زنممثل هر شب غصہ ے میلاد آمد بے شمارطعنہ بر ابر بهار با اشڪ چشمان مے زنمجواد الماسی.