چو گل هر دم به بویت جامه در تنکنم چاک از گریبان تا به دامنتنت را دید گل گویی که در باغچو مستان جام…
انتشار: 2026/06/20 20:52 UTC
چو گل هر دم به بویت جامه در تنکنم چاک از گریبان تا به دامنتنت را دید گل گویی که در باغچو مستان جامه را بدرید بر تنمن از دست غمت مشکل برم جانولی دل را تو آسان بردی از منبه قول دشمنان برگشتی از دوستنگردد هیچ کس دوست دشمنتنت در جامه چون در جام بادهدلت در سینه چون در سیم آهنببار ای شمع اشک از چشم خونینکه شد سوز دلت بر خلق روشنمکن کز سینهام آه جگرسوزبرآید همچو دود از راه روزندلم را مشکن و در پا میندازکه دارد در سر زلف تو مسکنچو دل در زلف تو بستهست حافظبدین سان کار او در پا میفکن#حافظ🍃🍃🍃



