بسته راهِ گلویم بُغض و دلم شعلهور استچون یتیمی که به او فُحشِ پدر داده کسیبر رُخش شَرمِ شفق دیدم و…
انتشار: 2026/06/22 20:34 UTC
بسته راهِ گلویم بُغض و دلم شعلهور استچون یتیمی که به او فُحشِ پدر داده کسیبر رُخش شَرمِ شفق دیدم و گفتم گویااز غمِ من به فلک باز خبر داده کسی زیر تیغ ستمِ دهر چهسان تاب آرَمکی بهدستِ منِ درمانده سپر داده کسی؟من گدایی کنم و خَم نکنم سر بَرِ ظلمیادم این شیوه ز اربابِ نظر داده کسیشرمسارِ شرفِ خویش ازین عجز نیامبه قضا و قَدَرم سُلطه مگر داده کسی؟رنج و غمْ ذاتِ مرا سایهصفت همقدم استخود گرفتم به من امکانِ سفر داده کسی نه به گوشِ کرِ گردون رسَدم داد و فغاننه دعا را رهِ ترتیبِ اثر داده کسینیست چاهی چو علی دردِ دلم را، گوییبَدَلِ چاه به من کوه و کمر داده کسیزانکه فریاد شود ناله، به کوه و کمرمبه صدا گویی پرواز چو پر داده کسیدم فروبند که شَکوا ندهد سود امید!کی مجالی به شهیدانِ هنر داده کسی؟