.ای اجل از قید زندان غمم آزاد کنسعی دارد محنت هجران تو هم امداد کنعیش خسرو چیست با شیرین به طرف جوی…
انتشار: 2026/06/29 09:00 UTC
.ای اجل از قید زندان غمم آزاد کنسعی دارد محنت هجران تو هم امداد کنعیش خسرو چیست با شیرین به طرف جوی شیررحم گو بر جان محنت دیدهی فرهاد کنناقهی لیلی به سرعت رفت و از آشفتگیراه گم کردست مجنون ای جرس فریاد کنای که یک دم فارغ از یاد رقیبان نیستیهیچ عیبی نیست ما را نیز گاهی یاد کنغافلی وحشی ز ترک چشم تیر انداز اوتیر جست ای صید غافل چشم برصیاد کن.#وحشی بافقی