.خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیمما مرکب ازین رخنه جهاندیم و گذشتیمچون ابر بهار آنچه ازین بحر گرفتیم…
انتشار: 2026/07/05 05:28 UTC
.خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیمما مرکب ازین رخنه جهاندیم و گذشتیمچون ابر بهار آنچه ازین بحر گرفتیمدر جیب صدف پاک فشاندیم و گذشتیمچون سایه مرغان هوا در سفر خاکآزار به موری نرساندیم و گذشتیمگر قسمت ما باده و گر خون جگر بودما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیمکردیم عنانداری دل تا دم آخرگلگون هوس را ندواندیم و گذشتیمدر رشته کشیدند دگرها گهر جانما این عرق از جبهه فشاندیم و گذشتیمهر چند که در دیده ما خار شکستندخاری به دل کس نخلاندیم و گذشتیمیک صید ازین دشت به فتراک نبستیمچون مهر همین تیغ رساندیم و گذشتیمهر چند که در مد نظر بود دو عالمیک حرف ازین صفحه نخواندیم و گذشتیمفریاد که از کوتهی بازوی اقبالدستی به دو عالم نفشاندیم و گذشتیمصد تلخ چشیدیم ز هر بی مزه صائبتلخی به حریفان نچشاندیم و گذشتیم #صائب تبریزی
