من گرفتارِ همان دردم که درمانش توییساکنِ ویرانه ای هستم که دربانش توییبر خلافِ برگ های خیسِ باران خ…
انتشار: 2026/07/18 10:18 UTC
من گرفتارِ همان دردم که درمانش توییساکنِ ویرانه ای هستم که دربانش توییبر خلافِ برگ های خیسِ باران خورده اممن همان ابرِ بهارانم که بارانش توییهر کسی با خاطرات خوب و بد سر میکندسردِ سردم مثلِ پاییزی که آبانش توییپرسه میزد یک نفر در کوچه های شهر عشقخوش به حالِ هر کسی که ماه تابانش توییکوچه گردی کردم اما با دلی غمگین و تنگجسمِ بی جانی شدم که جانِ جانانش توییراه ما را از دل و تقدیرِ ما دزدیده اندیوسفِ گم گشته ای هستم که کنعانش توییاز یکی باشد یکی هرگز نباشد خسته اممیروم دنبالِ آن راهی که پایانش تویی.♔꯭⃮⃝❤️

