اے ڪه از معجزهے عشق تو شاعر شدهامبه غزلخوانیِ چشمان تو فاخر شدهامڪار هر شعبدهاے وصف تو را گ…
انتشار: 2026/07/21 18:13 UTC
اے ڪه از معجزهے عشق تو شاعر شدهامبه غزلخوانیِ چشمان تو فاخر شدهامڪار هر شعبدهاے وصف تو را گفتن نیست گفتهام از تو غزل، جزء مفاخر شدهامهمه ے شوڪت شعرم شرر شور تو بودبا تو بر لڪنت هر قافیه قاهر شدهامهمه از دولت مهر تو غزلسازم من وَ زِ احساس تو آن شاعر ماهر شدهامواژهها از تب تو سُڪر بهشتے دارندمن ز اعجاز دو چشمان تو ساحر شدهاماے مقدس! تن تو صحن و عبادتگاه است به هواے حرم عشق تو زائر شدهاماے ضمیر همهے مقصد و مقصود دلمدر پے وصل تو مغموم ضمائر شدهامچه بگویم ڪه تو را در خور تو وصف ڪنمگرچه صاحب سخن اما ز تو قاصر شدهامهر غزل گفتهام از سلسلهے شوڪت توپس از اتمام غزل شاعر شاڪر شدهامظاهر و باطن احساس منے اے خود منمن ڪه در بطن تو دنبال مظاهر شدهام.