🍃تو از هر در که بازآیی، بدین خوبی و زیباییدَری باشد که از رحمت، به رویِ خلق بگشاییملامتگویِ بیحاص…
انتشار: 2026/07/21 18:14 UTC
🍃تو از هر در که بازآیی، بدین خوبی و زیباییدَری باشد که از رحمت، به رویِ خلق بگشاییملامتگویِ بیحاصل، ترنج از دست نشناسددر آن مَعرَض که چون یوسف، جمال از پرده بنماییبه زیورها بیآرایند وقتی خوبرویان راتو سیمینتن چنان خوبی، که زیورها بیآراییچو بلبل روی گل بیند، زبانش در حدیث آیدمرا در رویت از حیرت، فروبستهست گویاییتو با این حسن نتوانی، که روی از خلق درپوشیکه همچون آفتاب از جام و حور از جامه پیداییتو صاحب منصبی جانا! ز مسکینان نیندیشیتو خوابآلودهای، بر چشم بیداران نبخشاییگرفتم سرو آزادی نه از ماء مهین زادی؟مکن بیگانگی با ما، چو دانستی که از ماییدعایی گر نمیگویی، به دشنامی عزیزم کنکه گر تلخاست، شیریناست، از آنلب هر چه فرماییگمان از تشنگی بردم، که دریا تا کمر باشدچو پایانم برفت اکنون، بدانستم که دریاییتو خواهی آستین افشان و خواهی روی درهم کشمگس جایی نخواهد رفتن از دُکان حلواییقیامت میکنی سعدی! بدین شیرین سخن گفتنمسلّم نیست طوطی را،در ایامت شکرخایی#سعدی•🌺✾~🍃🌺🍃~✾┈•