🪷🌱یک نفس بنشین کنارم، از خزان گویم تو رااز شبِ هجرانِ خود، از دردِ جان گویم تو رااز شبی کز دوریِ تو…
انتشار: 2026/08/11 02:17 UTCدریافت: 2026/08/11 07:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 07:00 UTC
🪷🌱یک نفس بنشین کنارم، از خزان گویم تو رااز شبِ هجرانِ خود، از دردِ جان گویم تو رااز شبی کز دوریِ تو خواب از چشمم گریختاز غمِ پنهانِ میانِ ، داسِتان گویم تو رایک دمم در بر بگیر و گوش کن، ای نازنینبا غمِ دیرینهی دل، از فغان گویم تو راسالها در سینه پنهان کردهام این راز راامشب از آن عشقِ دیرینِ نهان گویم تو رااز شبی کز رفتنت، باران به چشمانم نشستاز دلِ تنها و رنجِ بیامان گویم تو راهرچه در این سالها از عشقِ تو پنهان شدهستامشب از آن قصههای بیکران گویم تو راگرچه میدانم پس از گفتن، مرا آرام نیستباز هم از این دلِ بی همزبان گویم تو راآخرِ این قصه گر پرسند از من، عشق چیست؟بازهم ، از بهترین حسِّ جهان گویم تو رالحظه ای دیگر بمان تا از غم ناگفته ام بازهم با واژه های بی زبان گویم تو را



